زهره عبدی خانهسری در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
به لطف خدا در جنگی نابرابر پیروز شدیم. البته این دستاورد بزرگ علاوه بر لطف خدا، مرهون تلاش مستمر و پیگیریهای بیوقفه رهبر شهیدمان بود که با تکیه بر تجربه های جنگ هشت ساله به این نتیجه رسیده بودند که راه حل دفاع از میهن عزیزمان دستیابی به تکنولوژیهایی خواهد بود که با سلاحهای فوق پیشرفته ابرقدرتها یکاوری کند و کرد.
سالها تلاش، سالها صبوری، سالها استمرار با وجود تحریم های حداکثری ما را به نقطه ای رساند که هم اکنون به گفته ناظران منصف، رقیبان و جهانیان باید به چهارمین ابرقدرت جهانی سلام کنند.
این دستاورد بزرگ و این سربلندی عظیم به ما این را فهماند که کافی است بخواهیم. دیدیم که خواستیم و شد.
قدرت امروز ما در زمینه های هسته ای، سایبری و موشکی؛ و رسیدن به تکنولوژی پیشرفته و درجه یک در این زمینهها این اصل را برای ما مسلم کرد که آنجایی را که خواستیم در دست بگیریم و پیش ببریم عالی بودیم و بی نظیر، و به رغم تحریمها و انزوای جهانی کارها را پیش بردیم.
اما در زمینههای دیگر که رها شدند و ما به دست تقدیر سپردیمشان اوضاع بسیار اسفبار و دردآور شد.
نرخ مصرف آب و برق، نحوه مدیریت ترافیک و ساخت و ساز راهها و استانداردهای جادهای، بازیافت زباله و مسائل زیست محیطی که همگی در بستر ناکارآمد آموزش و پرورش ما اتفاق افتاد این را به ما فهماند که آنجا که رها کردیم بد رها کردیم و به بنبستها و مغاکهای سهمگین گرفتار شدیم.
آیا دانشمندانی چون شهیدان طهرانی مقدم و فخری زاده در سایر رشته ها نظایری نداشتند یا اینکه در سایر رشته ها ما به هوش بیشتری نیاز داشتیم که در سرزمینمان حضور نداشت؟
آیا رشد و توسعه صنایع نظامی و طراحی های استراتژیک در بستر بومی کشورمان نشان از این ندارد که ما در سایر رشته ها هم در همین قد و قواره میتوانیم عرض اندام کنیم؟
چطور شد که علیرغم سابقه طولانی و ظرفیتهای بسیارمان در صنعت خودروسازی، امروزه تا این حد از استانداردهای بین المللی عقبیم؟ ما بعد از نزدیک به شصت سال تولید مداوم خودرو چگونه است که توانمان هنوز در حد پیکان سال چهل و هفت با یکی دو آپشن آینه بغل برقی و تعویض شکل و فرم صندلیها درجا میزند؟
ایران ما با این سابقه تمدنی درخشان در حوزه آموزش و پرورش مقدماتی و عالی چرا باید وضعیت آموزش و پرورش مقدماتیاش اینگونه باشد که دائما طی سالیان سال درگیر دور باطل آزمون و خطاهای نافرجام باشیم؟
در بستر این خاک پرگهر و در اوج این سپهر پهناور، ما ستارگان درخشانی داریم که پیشینه آموزشیمان به جهان تقدیم کرده است. اما امروزه میدان آموزش و پرورش جولانگاه آزمون و خطاهایی شده که نه تنها منجر به هیچ نتیجه مطلوب و ملموسی نشده که حتی بسیاری از دانش آموزان ما با آموزش مذهبی درست و دلچسبی هم روبرو نیستند و حاضر به درک این مفاهیم که سیستم با این جدیت به آن پرداخته هم نشده اند چه رسد به زمینه های دیگر آموزشی.
دست برتر ما در حوزه های هسته ای، سایبری و موشکی شاهدی بر این مدعاست که توجه، استمرار، نظارت دقیق و پافشاری بر اصالت هر زمینه ای موجب شکوفایی آن است. اما متاسفانه در زمینه های دیگر با عکس آن مواجه شدیم.
خواستن و پافشاری و نظارت مداوم بر عملکرد صحیح در زمینههایی که مدیران رده بالای ما به آن اهتمام ورزیدند در سایر زمینه ها هم محتاج همان تصمیمات با همان عزم جزم رهبر ماست تا به لطف الهی جامعه از این خواب غفلت، این کابوس سیاه و این ناامیدی روزافزون به درآید و با توفیقات الهی با همت نسل جوان به در خواهد آمد و فرزندان این مرز و بوم دوباره به لطف خدا و همت بزرگان و نظارت دایمشان بر اجرای اصولی و درست از نعمت آموزش و پرورش پیشرفته و محیط زیست پاک و عاری از آلودگیها و زبالهها و تکنولوژی پیشرفته و برتر در زمینه های دیگر هم برخوردار خواهند شد.
امید که در سایه امنیتی که موشکهایمان برایمان به ارمغان خواهند آورد شاهد رشد و شکوفایی بسیار در زمینههای دیگر هم باشیم که تن زخمی میهن عزیزمان به این مرهمها نیازی مبرم دارد که بی شک دست یافتنی و خواستنی خواهد بود.
انتهای پیام





اصلاح طلبان خیلی به دیپلماسی موشکی علاقه نداشتند.
به بستن تنگه هرمز هم اعتقاد نداشتند.
به باج ندادن هم اعتقاد نداشتند و ندارند.
یازده تن اورانیوم غنی شده را دادند رفت، چقدر آب سنگین را مفت فروختند.
همین الان هم بدشون نمیاد، دستاوردهای دیگران را بدهند برود.