احسان صالحی، مدیرمسئول روزنامه ایران در دولت سیزدهم، با بیان اینکه صیانت از وحدت ملی تنها با وحدت حول رهبری محقق نمیشود، گفت: باید از ساختارهای رسمی و نهادهای نظام نیز حفاظت کرد. برخی افراد با ادعای دفاع از رهبری در حال تضعیف همین نهادها هستند، در حالی که بخش مهمی از قدرت و استحکام کشور محصول نهادسازی و ساختارهایی است که در طول سالهای گذشته شکل گرفتهاند.
آقای صالحی در گفتوگویی با انصاف نیوز گفت: افشای نقش رژیم صهیونیستی، رضا پهلوی و شبکه اینترنشنال در طراحی و زمینهسازی برای جنگ و براندازی، باعث شد حتی بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی نیز نسبت به واقعیت این کارزار به گفتوگو بپردازند.
به گفته صالحی، حضور افراد با گرایشها و ظاهرهای متفاوت در تجمعات اخیر نشان داد ظرفیتهای جدیدی از تعلق به ایران، پرچم، نظام، رهبری و مخالفت با مداخله خارجی، جنگطلبی، آشوبطلبی و تجزیهگرایی به فعلیت رسیده است.
او مراسم وداع و تشییع رهبر شهید را «قله و نقطه اوج» این تحولات دانست و گفت: دشمن تلاش خواهد کرد از دل همین مراسم، با بزرگنمایی برخی حاشیهها، روایتی علیه وحدت و قدرت ملی بسازد، اما شکوه حضور مردم اجازه نخواهد داد این حاشیهها به متن تبدیل شوند. با این حال اگر از این سرمایه راهبردی صیانت نشود، ممکن است مورد طمع و سوءاستفاده دشمن قرار گیرد.
صالحی با اشاره به برخی رفتارهای تند در دورهی آتشبس گفت: این رفتارها نشان میدهد احتمال آسیب دیدن سرمایهی وحدت ملی وجود دارد و به همین دلیل رهبر انقلاب طی چهار ماه گذشته در اغلب پیامهای خود بر تقویت وحدت و پرهیز از اختلافات تأکید کردهاند.
مدیرمسئول روزنامه ایران در دولت سیزدهم، لازمه حفظ این انسجام را توجه همه جریانهای سیاسی به منافع ملی دانست و گفت: افراد و جریانها با وجود اختلاف دیدگاه، باید در بیان مواضع خود نگاه کلان و ملی داشته باشند. محور اتحاد ملی، رهبری است و تجربه جنگ نشان داد معماری قدرتی که رهبر شهید برای ایران ایجاد کرده بود، محاسبات دشمن را برهم زد.
او ادامه داد: انتخاب رهبر جدید، استمرار موفقیتهای میدان، همبستگی اجتماعی و استحکام ساختار سیاسی کشور موجب شد به اذعان بسیاری از تحلیلگران جهانی، جنگ نه تنها ایران را تضعیف نکرد بلکه آن را قدرتمندتر ساخت و روایت «ایران ضعیف و در آستانه فروپاشی» را از میان برد.
صالحی همچنین با انتقاد از برخی بیانیههای منتشرشده پس از جنگ ۱۲ روزه گفت: عدهای با عنوان «تغییر پارادایم» در عمل منشأهای قدرت کشور و سیاستهای رهبری را زیر سؤال بردند، در حالی که اصلاحات و تحولخواهی ضروری است اما باید متوجه نقاط ضعف باشد، نه اینکه نقاط قوت و منابع اقتدار کشور را هدف قرار دهد.
او گفت: برخی کنشگران سیاسی همچنان با الگوهای رقابت دهههای ۷۰ و ۸۰ به مسائل نگاه میکنند و رهبری و نظام را طرف رقابت خود تعریف کردهاند، در حالی که رهبری مهمترین عامل قدرت کشور است.
به گفتهی این تحلیلگر سیاسی مقاومت ایران در برابر دو تجاوز سنگین طی ۹ ماه، جلوگیری از تکرار تجربه شهریور ۱۳۲۰ و تبدیل جنگ به صحنه ناکامی متجاوزان، بیش از هر چیز مرهون رهبری شجاع و الهامبخش بوده است؛ رهبریای که حتی شهادتش نیز موجب افزایش انگیزه مردم و نیروهای مسلح شد.
او در پایان تأکید کرد: صیانت از وحدت ملی تنها با وحدت حول رهبری محقق نمیشود، بلکه باید از ساختارهای رسمی و نهادهای جمهوری اسلامی نیز حفاظت کرد. به گفته ساخت سیاسی کشور در طول جنگ کارآمدی خود را نشان داد، اما امروز برخی افراد گاه با ادعای دفاع از رهبری در حال تضعیف همین نهادها هستند، در حالی که بخش مهمی از قدرت و استحکام کشور محصول نهادسازی و ساختارهایی است که در طول سالهای گذشته شکل گرفتهاند.
انتهای پیام




