مرتضی زارعی، مدرس دانشگاه در یادداشتی با عنوان «قیاس مع الفارق» که در ارتباط با یادداشت عمار کلانتری که در اختیار انصاف نیوز قرار داده نوشت:
آقای کلانتری در نوشته ای در انصاف نیوز درباره موضوع انتقام خون رهبر شهید ،آن را با موضوع انتقام از خون سید الشهداء (ع) مقایسه کرده و عمل امام سجاد (ع)را که متفاوت از کار توابین و مختار بوده است را به عنوان الگویی برای امروز پیشنهاد داده و آورده اند : “زین العابدین علیهالسلام بعد از اقدامات افشاگرانه عمهاش زینب کبری در مجلس ابن زیاد و یزید، برخلاف رویکرد سیاسی نظامی مختار، به رویکرد فرهنگی تربیتی پرداخت و از امام سجاد (ع) تحرکاتی نظیر آنچه توابین انجام دادند، روایت نشده. در واقع نویسنده ادعایی دارد و دلیلی بر این ادعا می رود.
ما در این نوشته با ادعای ایشان حداقل در شرایط حاضر سر منازعه نداریم گرچه معتقدیم در زمان مناسب باید انتقام سیاسی نظامی از جانیان گرفته شود؛ اما فعلا درباره دلیلی که بر ادعا می آورند،بحث داریم و آن را قابل مناقشه جدی می دانیم. لذا فارغ از این که امروز ما در بحث انتقام از خون رهبر شهید و سایر شهداء مدافع کدام نظر باشیم، باید گفت که مقایسه شرایط امروز با زمان امام سجاد (ع) وآن را تطبیق دادن بر وضعیت فعلی، مقایسه ای نادرست و استدلال بر پایه این قیاس نااستوار و مع الفارق است.
مهم ترین دلیل در روش امام سجاد (ع) و انتخاب کار فرهنگی و تربیتی همان طور که خود نویسنده اذعان می کند، این است که قلب و ذهن مردم به جد با اهل بیت (ع)نبودند و عمل سیاسی و نظامی ممکن نبود. از سوی دیگر آن زمان مساله امری داخلی و درون سرزمین اسلامی بود نه مربوط به بیرون از مرزها. در آن زمان با آن که کوفه در نسبت به شام و مکه ومدینه و سایر بلاد اسلامی شهرت بیشتر به همراهی با اهل بیت (ع) داشت؛ اما در عمل همین کوفه بی وفایی خود را نشان داد.
امام سجاد(ع)در خطبه ای که در کوفه خواندند مردم آنجا را با عنوان دروغگو و نیرنگ باز خطاب نمودند؛ بنابراین تنها شهری که احتمال می رفت همراه اهل بیت (ع)باشد در عمل جا زد و تکلیف سایر شهرها روشن بود. در این شرایط امام سجاد (ع)با کدام پشتوانه مردمی می خواست، انتقام لازم را به شکل سیاسی و نظامی آن هم درون سرزمین اسلامی بگیرد ؛لذا در آن زمان به خصوص با توجه به روش مردم مدار و پایبندی کامل به اخلاقیات از طرف امامان ،موضوع به د ست گرفتن حکومت، به عنوان مقدمه انتقام، زمینه و امکان تحقق نداشت.
اما در باره کار مختار نیز نباید آن را انتقام اصلی برشمرد؛ چون از طرفی مجرم اصلی و شخص یزید ،در زمان قیام مختار مرده بود. و مختار که با روش خود حکومت کوفه را به دست گرفت ، در انتقام تنها ماموران و مجریان جنایت مثل؛ شمر و عمرسعد را مجازات کرد. از سوی دیگر در این انتقام گیری به دستگاه و حکومت اموی -مروانی، سیستم عامل جنایت آسیب جدی نرسید . بنابراین مختار نیز در یک محدوده فرعی با شیوه خود عمل کرد ؛لذا در روایات شیعه منتقم اصلی خون امام حسین (ع) امام زمان (عج)دانسته شده است.
اگر انتقام مختار کافی بود دیگر این بحث درباره امام زمان (عج) مطرح نمی شد. همچنین بر ایده انتقام از جمله در مثل زیارت عاشورا تاکید نمی شد . درواقع اگر امام سجاد (ع)به خاطر شرایط زمان نتوانست انتقام سیاسی نظامی بگیرد؛ اما این خاتمه کار نبود و این آرمان بعدها همچنان توسط امامان زنده و مورد توجه بوده است.
حال اگر به وضعیت امروز برگردیم نکته نخست این است که انتقام فرا سرزمینی است و دیگر این که با توجه به خواست و همراهی بخش مهمی از مردم در انتقام سیاسی ونظامی و نشان دادن این آمادگی در این مدت مدید ؛حداقل از این جهت تفاوت اساسی بین جامعه امروز وجامعه آن روزگار وجود دارد و این جا نمی توان با قیاس به استدلال پرداخت .
البته همان گونه که در ابتدای نوشته اشاره شد، همه این ها به معنای آن نیست که ما بخواهیم انتقام نظامی و مشابه آن را به صورت امر عاجل و فوری ، نظر موجه بدانیم؛ چراکه این روش ها حداقل در شرایط فعلی به دلایل دیگر شاید ناممکن یا به مصلحت نباشد. اما اصل انتقام سیاسی – نظامی باید به عنوان یک ایده و آرمان مانند انتقام قضیه عاشورا زنده بماند و در فرصت مناسب به آن عمل شود .
جنایات رخ داده در دو جنگ اخیر در به شهادت رساندن رهبر انقلاب و فرماندهان و اندیشمندان و مردم عادی و دانش آموزان معصوم ومظلوم به حدی دردناک و فاجعه بار است که قابل فراموشی یا تغییر استراتژی در مقابله با آن نیست و روزی جنایت کاران باید تقاص جنایات خود را پس دهند.
انتهای پیام




