دکتر رئوف پیشدار، روزنامه نگار در یادداشتی با عنوان «منافع ملّی ایران در حل عزتمندانه مسائل با آمریکا است» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:
سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا فارغ از آنکه چه کسی در کاخ سفید رهبری را بر عهده خواهد داشت، برای مناطق مختلف جهان از اصول ثابتی تبعیت می کند و حداکثر ممکن است تاکتیک های یک رئیس جمهوری با دیگری تفاوت هایی داشته باشد ولی در اصول، ثابت است. سیاست خاورمیانه ای آمریکا از دوران نیکسون (۱۹۷۴- ۱۹۶۸) همواره سه اصل کلى داشته است:
۱) حفظ و برترى منطقه ای اسرائیل ازحیث سیاسى– اقتصادى– تکنولوژیک و…
۲) دریافت نفت مطمئن و ارزان از منطقه خاورمیانه
۳) حفظ رژیم هاى متحد آمریکا در برابر تهدید خارجی و آسیب داخلى
از منظر علم استراتژیک ، جنگ نظامی هر چقدر هم ویرانگر باشد، در ذات خود توان و تمایل متحدسازی دارد به ویژه اگر ملتِ درگیر جنگ ، خود را مظلوم بداند. همین امر قدرت جمعی تحمل مصیبت را تقویت می کند و آمریکا این را می داند. اما جنگ اقتصادی به رغم آن که ممکن است خطرناکتر و مخربتر نیز باشد، از توانمندی لازم برای ایجاد همبستگی برخوردار نیست و حتی در صورت سوء مدیریت میتواند به از هم گسیختگی اجتماعی هم بینجامد. این خلاء ای است که مقاومت در جنگ اقتصادی را حساستر و مدیریت آن را سختتر می کند.
هم تهران و هم واشنگتن باید باور داشته باشند که نمی توانند و نباید به سیاست گفت وگو نکردن با نیت راسخ به حل مسائل، ادامه بدهند . در این شرایط آنچه مهم است که در فرصت های قبلی دیده نشد و مورد توجه قرار نگرفت، مدیریت شرایط به وجود آمده و دور ساختن آن از هیجانات و دستبرد های بازیگرانی- بویژه اسرائیل و رقبای منطقه ای ایران و قدرت سایه در ایران – است که در این فضا منافع خود را می جویند و الزاما مطابق با منافع ملّی دو طرف اصلی نیست.
ایران ظرفیت های سیاسی، اقتصادی، امنیتی، فرهنگی و اجتماعی زیادی دارد که به آن امکان می دهد تا نقش مهمی در ثبات و تحکیم صلح و امنیت و دموکراسی در منطقه ایفا کند. آمریکا نمی تواند این پتانسیل بزرگ را در بازی های منطقه ای و حتی فرا منطقه ای خود نادیده بگیرد.
آمریکا باید باور کند که تعادل منطقه بدون حضور و ایفای نقش متناسب با وزن ژئوپولتیک ایران ممکن نیست. از ویژگی های اساسی علم سیاست که آن را هنر «تدبیر» مسائل نیز می خوانند، «واقعی»، و نه آرمانی تلقی شدن همه ی بازیگران است. در چنین فضایی سیاست خارجی یک کشور در چارچوبی شکل می گیرد که به آن «منافع ملّی » گفته می شود.
در مقابل ایران می داند که آمریکا قدرت نخست اقتصادی دنیا است، یک چهارم اقتصاد دنیا متعلق به آمریکاست و تنها ارزش اقتصادی ایالت کالیفرنیای آمریکا دو تا سه برابر برابر کل اقتصاد ایران است و ابزارهای زیادی برای تنظیم تعاملات و روابط منطقه ای و بین المللی خود دارد. روابط ایران و آمریکا در فاز کنونی باید درک همه جانبه مفهوم منافع ملّی باشد که نمی تواند با ادامه وضعیت کنونی برای دو طرف محقق شود.
شرایط کنونی در روابط جهانی ایران بخصوص از بُعد اقتصادی آن و بعد دو جنگ و آتش بس بشدت لرزان و زدوخوردهای پراکنده که متاثر از رابطه پرتنش تهران و واشنگتن می باشد ، گواه بر این مدعا است که استراتژی ایران برای مقابله با آمریکا از ابتدا بدون آینده پژوهی بوده است.
تحریم نفتی آمریکا در چهار دهه گذشته هزاران میلیارد دلار به اقتصاد ایران ضرر زده است. در ایران جناح های شریک در قدرت و قدرت سایه ! باید فهم این را داشته باشند که اقتصاد آسیب پذیر ایران نیازمند یک سیاست عاقلانه است که منافع ملّی را در اولویت امور قرار دهد. باید فهمیده شود که حتى با لغو تحریمها بدون رعایت FATF، همکارى ایران با بازارهاى جهانى ممکن نیست.
واقعیت این است که اقتصاد ایران در حال حاضر در کنترل عدهاى با تفکرات خاص و اختیارات نامحدود است که یکسرى مقاصد و منافع متفاوت را دنبال مىکنند. نداشتن ارتباط سوئیفت با دیگر کشورها باعث سوء استفاده بسیارى از فرصت طلبان شده و منافع ملّی ایرانیان به خطر مىافتد. هم اینکه اکنون میلیاردها دلار از دارایی های ایران در کشورهای مختلف از جمله دوستان ! بلوکه شده و ایران به رغم همه ی ادعاها، نمی تواند به آنها دسترسی داشته باشد، تصدیق این گفته است.
از ویژگی های اساسی علم سیاست که آن را هنر «تدبیر» مسائل نیز می خوانند، «واقعی»، و نه «آرمانی» تلقی شدن همه ی بازیگران عرصه بین الملل است. در چنین فضایی سیاست خارجی یک کشور در چارچوبی شکل می گیرد که به آن «منافع ملّی » گفته می شود. شک نکنید منافع ملّی ما امروز در گروی حل عزتمندانه مسائل با آمریکاست.
انتهای پیام




