آیتالله سیدعباس حسینی قائممقامی در نشست «فهم انسجامی قرآن» با اشاره به زمینهسازی برای بروز بدعتها در آغاز هر دورهٔ تاریخی، به نقد ترویج فرهنگ انتقام در عرصهٔ عمومی پرداخت.
به گزارش انصاف نیوز، وی با ابراز نگرانی از ترویج فرهنگ انتقام از منابر دینی، ابتدا خاطرنشان کرد که اگرچه در شرایط احساسی جامعه، طرح برخی شعارها قابل درک و شاید قابل دفاع است، اما هنگامی که این شعارها از منابر دینی و حتی از موضع فقاهت توجیه و ترویج میشوند، دیگر نمیتوان با سکوت از کنار آنها گذشت، چراکه میتواند به بدعت و انحراف بینجامد. بهویژه اینکه اخیراً ترویج فرهنگ انتقام و خونخواهی از این منظر بسیار نگرانکننده است.
واژهشناسی «انتقام» در قرآن؛ صفتی اختصاصی برای خداوند
این استاد حوزه و دانشگاه با استناد به ادبیات قرآن تصریح کرد که واژهٔ «انتقام» از صفات اختصاصی خداوند است و مفهوم آن در قرآن، کیفر و عقوبت کامل بر اساس عدالت تام است که تنها در توان خداوند متعال قرار دارد. این واژه به صورت ساختار دستوری «افتعال» فقط به خداوند اسناد داده شده و معمولاً با عبارت «ذو انتقام» (دارای انتقام) همراه است که بیانگر مالکیت اختصاصی میباشد، چنانکه قرآن مکرر میفرماید: «وَ اللَّهُ عَزِیزٌ ذُو انْتِقَامٍ». همچنین وقتی این واژه به صورت اسم جمع «مُنتَقِمُونَ» به خداوند نسبت داده میشود، با ضمیر جمع «إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِینَ مُنْتَقِمُونَ» بیانگر این است که انتقام الهی معطوف بر قدرت خاص اوست و غیر خدا هیچ سهمی از آن ندارد.
تفکیک میان قصاص، مجازاتهای عمومی و انتقام الهی
آیتالله قائممقامی با تأکید بر انسجام معیارهای قرآن، میان مفاهیم زیر تمایز قائل شد:
- قصاص: مربوط به حوزهٔ شخصی و حقوق فردی است و قرآن با وجود بهرسمیتشناختن آن، بهشدت بر عفو و گذشت توصیه میکند.
- مجازاتهای حدی و تعزیری: مربوط به متعدیان به حقوق عمومی است.
- دفاع در برابر دشمنان متجاوز: در این حوزه، منطق قرآن و مبانی فقهی مبتنی بر عقلانیت است و هدف، دفع شر دشمن و تأمین حداکثری مصالح عمومی و تمامیت ارضی میباشد، نه قصاص یا انتقامجویی.
او هشدار داد که تسری دادن منطق قصاص و انتقام به حوزهٔ امور عمومی، بهویژه در مقولهٔ جنگ و صلح، بدعت و انحرافی الهیاتی است که بنیادهای اعتقادی را با چالش مواجه میسازد. به گفتهٔ او، جنگ و صلح مفاهیمی عرفی و عقلایی هستند و تصمیمگیری دربارهٔ آنها بر اساس مصالح عمومی و با تشخیص رهبری جامعه صورت میگیرد، نه بر مبنای قصاص شخصی. اگر چنین شود، هیچ جنگی پایان نمیپذیرد و هیچ صلحی برقرار نمیشود، زیرا به ازای هر کشتهای باید از طرف مقابل کشته شود.
مگر خون سیدالشهدا (ع) یا جانهای پاکی که در موقعیت دفاع ریخته میشوند، قابل قصاص است؟ به همین دلیل، انتقام این موارد بر عهدهٔ خداوند و از مجرای خاص الهی انجام میگیرد و انتقام بشری در برابر تجاوز دشمنان، با دفع تجاوز آنان و تأمین حداکثری مصالح جامعه بر اساس تشخیص رهبری و تصمیمگیران جامعه تحقق مییابد.
سیرهٔ پیامبر اکرم (ص) در فتح مکه
قائم مقامی در ادامه به سیرهٔ نبوی استناد کرد و گفت: پیامبر اکرم (ص) با اطمینان از دفع دشمنیها، در روز فتح مکه با شعار انتقامجویی صریحاً مخالفت کردند و آن روز را «روز مرحمت و مهربانی» اعلام نمودند. حتی منزل ابوسفیان و هند (که عاملان ریختن خون حمزه سیدالشهدا و هتک حرمت به پیکر ایشان بودند و سخت دل رسول خدا را آزرده بودند) را محل امن و پناهگاه تعیین کردند تا انتقامجویی و خونریزی به نام قصاص در مناسبات اجتماعی نهادینه نشود.
عملکرد رهبر شهید در حل دو بحران پیچیده
آیتالله حسینی قائممقامی با اشاره به سیرهٔ عملی رهبر شهید انقلاب یادآور شد: بر اساس همین منطق قرآنی و مبانی فقهی بود که رهبر شهید نیز در همان ابتدای رهبری خود، دو بنبست و معضل پیچیده را حل کردند: یکی در رابطه با مجازات صدام و قاتلان صدها هزار ایرانی که بسیاری از آنان از بهترین بندگان خدا بودند، و دیگری در رابطه با آل سعود، با وجود کشتار چند صد حاجی مظلوم ایرانی. این در حالی بود که امام (ره) در آن شرایط خاص مؤکداً تصریح کرده بودند «که هرگز از آنان نمیگذریم»، ولی رهبر شهید با درایت بر اساس مصالح عمومی تصمیمگیری کردند.
بنابراین، تصمیمگیری در موضوع جنگ و صلح بر عهدهٔ رهبری جامعه است که بر اساس مصالح عمومی عمل میکند و نباید آن را با قصاص که مقولهای فردی و شخصی است، یا با انتقام الهی که مقولهای کاملاً الهیاتی و قدسی است، پیوند زد.
این استاد حوزه در پایان تصریح کرد: در آغاز هر دوره، زمینه برای بروز بدعتها فراهم میشود و از این رو، وظیفهٔ نخبگان و پژوهشگران علوم دینی است که با تبیین معیارها بر اساس اصول قرآنی و مبانی فقهی، از نهادینه شدن بدعتها در جامعه جلوگیری نمایند.
انتهای پیام




اگر طوری که شما میگید مختار نباید قاتلان امام حسین علیه السلام را میکشت چون بر اساس منافع ملی نمیشود این کار چون بعضی ها طرف داره شمربودن ودر ضمن مختار پسر سیدوشهدا نبود پس نباید انتقام گرف حالا من ی چیزی به شما بگم شما آخوندها یا سید های مثل تو قرآن را به نفع منعفت خودتون تفسیر میکنید وگر نه حتا مزاکره هم در شرایطی که امام خامنهای رهبر معظم انقلاب را به شهادت رسیدند موزاکره هم حرامه تا طرف قصاس بشه بعد موزاکر
ترامپ و نتانیاهو یکی از شخصیت های برجسته ایران و ده ها نفر فرمانده و ده ها نفر دانشمند را کشتند حال این فرد میگوید انتقال شخصی است. انتقام هم شخصی است هم عمومی و هم باید تلافی شود هم توسط خداوند انجام میشود اگر خود یا حکومت یا دولت نتوانست آن وقت امید داریم که انتقام را خدا میگیرد که از ید انسان زمان و مکانش خارج است بنابراین اینجوری قرآن را به نفع ترامپ و نتان یاهو تفسیر نکن
این ایت الله…
پس این همه ایه وحدیث درباره قصاص وجهاد تنبیه کافر برای کیه
به نظر این تحلیل و تفسیر درست نیست انتقام خدا جای خودش را دارد اما اگر کشوری حمله کرد و امام و رهبر کشوری را به شهادت رساند نمیشود گفت که ما ماموریتی نداریم و خدا خودش انتقام میگیرد
اگر شرایط برای گرفتن انتقام فراهم شد بایستی انجام شود باید دید این آقای آیت الله با چه انگیزه ای این نطر رت مطرح نموده است این نظر حالت عادی ندارد
بی شائبه پاسخ شما صحیح و صائب است درود بر فهم و خرد شما هموطن گرامی …. اینگونه مسبرها عاقبت به خیری در آن نیست …
با ادای احترام : با عنایت به اینکه به حق صاحب این مقاله جهت این اندیشه میبایست حرمت نهاد و نه لزوما خود این دیدگاه (( هر بینش و بیانی قابل احترام لزوما نیست )) معذالک بنظر مخلص هدف غائی این مقاله بصورت زیر پوستی چیزی نیست بجز این که در قالب الفاظ مطنطن و بظاهر صحیح یا همچو کلمه حق” یراد بهأ الباطل مسئله خونخواهی و انتقام رهبر شهیدمان را به بوته ی نسیان افکنده و آنرا در سطح یک حق شخصی تنزل دهیم …. همه ی انسانها بقدر خود صاحب خرد و استقلال رای و اندیشه اند … متاسفم !!!
والا شما رو یه چیزی میشه. اصلا آدم با این حرفا و مواضع شما شک میکنه توی این دنیاس.شماها چتونه؟چرا مطلبی به این وضوح را سعی میکنید با در آویختن به آسمان و ریسمان به رای خودتون تفسیر کنید. مگه رهبر و شخص اول این کشور صرفا یه شخص بوده که انتقام شخصی باشه؟ آدمو به شک میندازید بابت اینکه چه چیزی تو ذهنتونه . و این باورو تقویت میکنه یه هدف شیطنت گونه رو با تمسک به آیات و روایات مخاطبتان القا کنید.
پس جنابعالی بشین تو خونت.. حرف نزن.. حرف یاموفت.. اگه انتقام از دشمن خود خدا به هر اسمی خودشه تو دنیا معرفی کرده اون قاتله… و… نگیری.. پس مکرو مکرالله.. خدا کجا میره وتو قرآن آمده.. چه رصد به پس گرفتن خون در مقابل خون… اسلام میگه کسی بهت ضرر نمیرساند ودر صلح هستش… کارش نداشته باش… نه کسی که میکشه و همش دنبال حمله کردن بهت هستش ومیگه خودت نصلت می خوام بردارم از رو زمین. اینو نباید ول کنی.. وباید تکلیفشه روشن کنی.. تا بهت حمله نکنه ٱسیب نرساند.. اون جایی خدا گفته بخشش برای چیز دیگه هستش… نه جایی میگه نصلت برمیدارن از رو زمین… اشباه تو سر مردم نکنین حرف موفت..
سرویس ام آی ۶ روباه پیر در پرورش فقهای قلابی و فرقه سازی، بسیار زبده و حرفه ای عمل می کند!!
انتقام را فقیه عالیقدر حضرت آیت الله سیدمجتبی خامنه ای مطرح و مطالبه فرمودند.
اینکه این آقا سعی در بی اثر کردن فتوای صریح ولی فقیه را دارند بسی جای تامل دارد.
یعنی باید باور کنیم که ایشان یک مبحث فقهی را بیان کرده اند؟! اگر چنین است خب چرا در گعده ها و حلقه های تخصصی حوزه به این مبحث نپرداختند و موضوع را در رسانه ها و خطاب به عامه مردم جار زدند؟!!!
نه جناب قائم مقامی!!
ما فریب این سیاه بازی ها، حقه بازی ها و شارلاتانیسم را نمیخوریم.
بنده صرفا از زاویه ی سیاسی و امنیتی به موضوع پرداختم و دیدم که برخی متخصصین این حوزه جواب درخوری به مطلب شما داده اند.
اولا صرف استعمال یک واژه یا انتساب یک صفت به خداوند در آیات قرآن کریم، برای اثبات «انحصار» و «اختصاص» آن صفت به حضرت حق کافی نیست. اثبات انحصار مستلزم طی دو مرحله استدلال منطقی است:
مرحله اول: اثبات انتساب و صدق صفت بر خداوند (که به استناد آیات قرآن محقق است)؛
مرحله دوم: اثبات امتناع و منع انتساب آن صفت به غیر خدا.
در کلام ایشان، تنها بخش اول به اثبات رسیده و برای بخش دوم (منع انتساب به غیر) هیچ دلیل متقن یا قرینهای ارائه نشده است.
ثانیا تقلیل منابع استنباط به آیات قرآن و بیتوجهی به جوامع روایی و سنت معصومین (علیهمالسلام)، نوعی «فحص ناقص» در مسائل معارفی محسوب میشود که بر پایه روششناسی استنباط دینی ناصواب میباشد.
۲⃣ نقض مدعا (شواهد روایی برخلاف)
بر خلاف ادعای منحصر بودن این صفت، در منابع روایی، واژه «انتقام» و نیز صفت «منتقم» به غیر خداوند نیز نسبت داده شده است؛ در زیر برخی شواهد ذکر میشود.
⬅️ شاهد اول (کتاب الاحتجاج):
در خطبه غدیریه و روایتی که در کتاب الاحتجاج (ج ۱، ص ۶۴) نقل شده، رسول گرامی اسلام (ص) در وصف حضرت ولیعصر (عج) میفرمایند: «أَلا إِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظَّالِمِینَ» (آگاه باشید که او انتقامگیرنده از ظالمان است).
⬅️ شاهد دوم (کتاب اثبات الهداه):
در کتاب اثبات الهداه (ج ۲، ص ۲۳۴) نیز صفت «منتقم» صریحاً برای حضرت قائم (عج) به کار رفته است.(القائم بامرالله المنتقم من اعداءالله)
⬅️ شاهد سوم(امالی شیخ طوسی):
در امالی شیخ طوسی (ص ۴۱۶) روایتی نقل شده که نشان میدهد مفهوم «انتقام» در عرف و سنت نبوی برای غیر خدا نیز کاربرد داشته و صرفا امری مذموم یا ممتنع شمرده نشده است:
«ثُمَّ قَالَ: أَ رَأَیْتُمْ لَوْ أَنَّ رَجُلاً سَطَا عَلَى وَاحِدٍ مِنْکُمْ فَنَالَ مِنْهُ بِاللِّسَانِ وَ الْیَدِ، کَانَ الْعَفْوُ عَنْهُ أَفْضَلَ أَمِ السَّطْوَهُ عَلَیْهِ وَ الانْتِقَامُ مِنْهُ؟ قَالُوا: بَلِ الْعَفْوُ، یَا رَسُولَ اللَّهِ. قَالَ: أَ فَرَأَیْتُم لَوْ أَنَّ رَجُلاً ذَکَرَنِی عِنْدَ أَحَدٍ مِنْکُمْ بِسُوءٍ وَ تَنَاوَلَنِی بیده کَانَ الانْتِقَامُ مِنْهُ وَ السَّطْوَهُ عَلَیْهِ أَفْضَلَ أَمِ الْعَفْوُ عَنْهُ؟ قَالُوا: بَلِ الانْتِقَامُ مِنْهُ أَفْضَلُ. قَالَ: فَأَنَا إِذَنْ أَحَبُّ إِلَیْکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ.»
«سپس پیامبر (ص) فرمودند: به من بگویید که اگر مردی به یکی از شما حمله کند و با زبان و دست آسیبی برساند، آیا گذشت از او برتر است یا انتقام گرفتن از او؟ گفتند: ای رسول خدا، بلکه گذشت برتر است.
فرمود: به من بگویید اگر مردی نزد یکی از شما از من به بدی یاد کند و به من آسیب برساند، آیا انتقام گرفتن از او بهتر است یا گذشت از او؟ گفتند: بلکه انتقام از او برتر است. فرمود: در این صورت، من نزد شما از خودتان محبوبترم.»
۳⃣ شتابزدگی در اختصاص دادن صفات و مفاهیم مفروض به ذات الهی، با سیره و دأب علمی علمای سلف ناهمخوان است؛ چرا که بزرگان دین جز در مواردی که قرائن قطعی و دلایل کافی بر انحصار وجود داشت، هرگز دست به چنین ادعاهایی نمیزدند؛ خصوصا صفتی چون انتقام که به صورت متمادی در میان شیعیان متداول بوده و امام حاضر خود را با عنوان «منتقم آل محمد» توصیف میکنند
توضیحات ایشان مبتنی بر برداشتی انحرافی از قرآن است،باختصارباید عرض کنم که انتقام حق ولائی الله ،رسول و الوالامر است که بر اساس استدلال مربوطه به ولایت عام نیز تسری دارد، والا همه امور دنیا متکی بر علم الهی و مشیّت اوست پس براساس استباط آقای قائم مقامی همه را باید به خدا واگذار نموده و چون جبری یون تسلیم حکام جور شد.
هوالعلیم
1. انتقام الهی چگونه باید محقق شود؟ مجرای تحقق انتقام الهی همین مردم اند.
2. در آیه شریفه ۱۹۴ بقره که درباره سال بعد از صلح حدیبیه است میفرماید «… و الحرمات قصاص…» پس آیا این آیه را تا حالا نخوانده اید که جواز قصاص در عرصه عمومی میدهد. و در دنبال آن میفرماید «من اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل مااعتدی علیکم» که در تفاسیر اعتداء را گذراندن از حدود قتال در جنگ میدانند.
3. مگر نه این است که امام زمان عجل الله تعالی فرجه با شعار «یا لثارات الحسین» ظهور میکنند. پس باید فرهنگ عمومی انتقام باشد و آماده پذیرش این شعار.
4. پیامبر اگر از ابوسفیان و… گذشت بواسطه اسلام آوردن آنها بود ولو اسلام ظاهری اما آیا در روایات ذیل آیه «و ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم» ندیدین که بعد از احد که کفار با مثله کردن جنازه مسلمین اعتداء کرده بودند و به نقلی پیامبر و به نقلی مسلمانان گفتند بازاء هر ۱ نفر ۱۰ تن را مثله میکنیم این آیه نازل شد.
5. نشنیده اید که بسیاری از فرماندهان و خلبانان بعث به طرز مشکوکی به درک واصل شدند.
6. فراهم نشدن شرایط انتقام یک چیز است و عدم اعتقاد چیز دیگر، و اینکه شما چطور این همه کلمات رهبر شهید درباره انتقام را ندیده اید جای تعجب ندارد.
7. کلمات رهبر فعلی را هم بخوانید بد نیست.
وای به را روزی که بگندد نمک
آیت الله قلابی که درکی از انتقام ندارد.لابد مختار برادر امام حسین بود که انتقام گرفت
آیت الله نیست
من با این رویه انصاف نیوز در باب انعکاس مطالبی از این دست که حاوی نظر تخصصی یک صاحب نظر، آن هم در باره موضوعی چنین حساس و هیجانی و گسترده است، مخالفم. شما مرتب نوشته یا بیانات ایشان را قطع و به صورت نقل قول غیر مستقیم و یا توضیح گزارشگرانه آن را ادامه داده اید. در انتها نیز نشانی صوتی/تصویری یا نوشته ای از ایشان را ضمیمه نکرده اید. در حالیکه چنین عواملی اعتبار قضیه را مخدوش می کند.
رهبر شهید پس از ترور سردار سلیمانی که فرماندهی نیروی قدس سپاه را بر عهده داشت، در پیامی اعلام کرد: «انتقام سختی در انتظار جنایتکارانی است که دست پلید خود را به خون او و دیگر شهدای حادثهی دیشب آلودند. شهید سلیمانی چهرهی بینالمللی مقاومت است و همهی دلبستگان مقاومت خونخواه اویند».
آقای قائم مقامی، به نظر شما رهبری در این پیام منظورشان از انتقام چیست آیا منظورشان از انتقام و قصاص، حق شخصی است؟ یا یک انتقام عمومی است از طرف رهبر و ملت ایران و آزادمردان جهان؟
حاج آقا خیلی غلط اضافی خورد
یا لثارات الخامنه ای
دستمون بهت برسه یه کاری باهات میکنیم که بفهمی انتقام کجا لازم میشه.
امام خمینی:
جوانهای ما عمامه آخوندهایی که بهنام فقهای اسلام در جامعه مسلمین ایجاد مفسده میکنند را بردارند، لازم نیست آنها را خیلی کتک بزنند! لیکن عمامههایشان را بردارند.