حجت الاسلام مهراب صادقنیا در یادداشتی در کانال مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم نوشت:
این سالها انسانهای نیکاندیش بسیاری به اتهام واهی «سکولار» از حوزه عمومی طرد و به گوشهنشینی کشیده شدهاند. در میان حوزویان، هر کسی کمترین سخنی بگوید که به مذاق برخی از صاحبان پست و مقام خوش نیاید، به «روشنفکر» یا «سکولار» متهم میشود و پس از آن، حسابش با کرامالکاتبین است؛ از آن اتهامهایی که با قسم حضرت عباس هم پاک نمیشود. بماند که این اتهامزدنها بیشتر برای مراقبت از موقعیت خود و طرد رقیبانی است که در مقایسه با اتهامزنندگان، احتمالاً توان علمی بیشتری دارند.
یادم هست چند سال پیش، در یک جلسه مهم، وقتی نوبت به من رسید که چند کلمه سخن بگویم، در لابهلای حرفها گفتم: «به قول پارهتو، جامعهشناس ایتالیایی…» که یکی از حاضران وسط کلامم پرید و گفت: «آقای صادقنیا! اینجا دیگر نباید سکولار باشی؛ فقط بگو قالالصادق و قالالباقر. پارهتو مارهتو نداریم.» باقی حرف در دهانم ماسید و یادم رفت چه میخواستم بگویم. ایشان البته خیلی زود پلههای ترقی را پیمود و الان برای خودش آیتالله شده است. اما برای من، پرسش مهم همیشه این بوده که بهراستی «سکولاریسم» چیست و «سکولار» کیست؟
آیا کسی که برای فهم پدیدههای انسانی پیرامون خود به سراغ اندیشمندان غربی میرود، سکولار است؟ اگر اینگونه باشد، چرا کسی که برای درمان بیماری به سراغ پزشک، بیمارستان و علوم روز میرود، یا برای ساختن پل، جاده، سد و نیروگاه از علوم مهندسی کمک میگیرد، سکولار خوانده نشود؟ چه کسی گفته است که سکولاریسم لزوماً به معنای جدایی «امر سیاسی» از «امر دینی» است؟ چرا نباید سکولاریسم را اندیشهای بدانیم که شأن دین را از نشان دادن راههای آسمان، رسیدن به امر قدسی، اخلاق و معنویت، به پرداختن به عوارض، مالیات، ساختمانسازی، امور سازمانی، انتخابات و امور اینجهانی تبدیل کرده است؟
یک تحلیل محتوای ساده از سخنان روحانیهایی که بیشتر در رسانه حاضر هستند، نشان میدهد آنها بیش از آنکه از اخلاق و معنویت سخن بگویند، به دنبال تبیین «یک امر سیاسی» هستند؛ امری که بسیاری از آنها هیچ تخصصی در آن ندارند. البته آنها معتقدند که دارند با سکولاریسم مبارزه میکنند؛ اما مشکل اینجاست که وقتی سر خود را میچرخانند، میبینند حجاب زنان و دختران (آنگونه که آنان میخواهند) شرعی نیست، بیاخلاقی بیداد میکند، رشوه، دروغ، تهمت و بیاعتقادی از در و دیوار شهر بالا میرود و معنویتهای بدیل دامنگیر میشوند. بعد، بدون آنکه در کار خود تجدیدنظر کنند، فریاد میزنند که سکولارها جامعه را به این روز انداختهاند.
گرچه ممکن است کمی دیر شده باشد، اما جامعه ایران هنوز هم مشتاق است از روحانیان، اخلاق بشنود و رفتار اخلاقی ببیند. دوست دارد آنها از خدا، معنا، معنویت، قرآن و حدیث بگویند و این مفاهیم را تعلیم دهند.
انتهای پیام



