چگونگی یا چرایی پایان جنگ

علی اصغر شفیعیان

۱. خبرگزاری فارس در یادداشتی درباره «چگونگی» پایان جنگ از رئیس جمهور پرسیده، اما پیش از آن باید درباره «چرایی» آن به توافق رسید چون از متن یادداشت می‌توان حس کرد که در نظر نویسندگان آن یک «چرا پایان بدهیم؟» ضمنی هم وجود دارد.

۲. آنچه از ادامه‌ی جنگ و شعار جنگ جنگ تا پیروزی سخت‌تر است، شجاعت پایان جنگ است چون بالاخره به ایدئال‌ها نمی‌رسیم و «کوتاه آمدن» در آن مستتر است ولی به معنای تسلیم هم نیست. تسلیم یعنی یک طرف دست بسته التماس می‌کند ولی ایران چنین نکرد.

۳. پایان جنگ عزم می‌خواهد. عزمی جدی. هماهنگی می‌خواهد. وقتی مذاکره در جریان است یا وقتی آتش بس است، هیچ کدام از دو طرف نباید جر بزنند؛ نه ما نه آنها. توضیح نمی‌دهم. بماند.

۴. بین پیروزی یا شکست مطلق، یک راه دیگر هم هست: توافق برای صلح به جای جنگ. خب راه توافق، مذاکره است. خود مذاکره که هدف نیست. در مذاکره هم باید بده بستان کرد وگرنه در مذاکره نباید دندان گردی کرد تا معامله / سازش شکل بگیرد. توافق اگر برد برد تعریف نشود، شکل نمی‌گیرد. این، دو دو تا چهار تای ساده است.

۵. اینکه ایران آغازگر جنگ نبوده، دلیل نمی‌شود نتواند برای پایان آن تلاش کند. اتفاقاً یکی از مسئولیت‌های حاکمیت‌ها این است که اگر جنگی به کشور تحمیل شد، با دفاع از منافع ملی، راه پایان دادن به آن را هم پیدا کند. اگر نتوانند ناتوانند. توانایی اصلی این است که اگر متجاوز شروع کننده‌ی جنگ بوده، ما پایان بخش آن باشیم.

۶. مگر تفاهم اسلام‌آباد با هماهنگی ارکان کشور شکل نگرفت؟ مگر تیم مذاکره‌کننده، تیم ملی ایران نبود؟ مگر با اجازه‌ی رهبری نرفتند و توافق نکردند؟ خب تا اینجا چه ایرادی به آن دارید؟ بعید است ندانید که فرماندهان نهاد نظامی صاحب آن خبرگزاری در شعام به توافق و مذاکره‌ی مستقیم رای مثبت داده‌اند. آنها باور دارند که امروز بهترین زمان توافق است.

۷. بخشی از تفاهم‌نامه‌ی اسلام آباد داشت خوب پیش می‌رفت. اگر شیطنت‌هایی نبود، تا حالا نتایج بسیار بهتری می‌گرفتیم و حالا هم باید بتوان آن را احیا کرد و به توافق ثانویه هم برسیم.

۸. کار اصلی و جهاد اکبر، بازسازی کشور است. نباید برای آن وقت را تلف کرد تا مردم به تصمیم گیران امید داشته باشند؛ همان مردمی که وقت دفاع اعتماد کردند و حالا انتظار تصمیم عقلانی و بازگشت آرامش به زندگی را دارند. زندگی در صلح، حق طبیعی مردم است. باید از جنگ عبور کنیم. شرایط نه جنگ نه صلح قابل ادامه نیست.

۹. مبارزه و جنگ هزینه دارد، چه با پاکستان و افغانستان چه با آمریکا و البته با آمریکا بیشتر. دارایی رئیس جمهور پزشکیان، صداقت است. نخواهید که دروغ بگوید که تورم ناشی از جنگ نیست. چهار دهه تحریم بر مملکت ما موثر بوده است و نباید ادامه داشته باشد. پس اگر بتوان باید آن را برچید نه این که به قول آن رئیس جمهور ساده‌ی اسبق بگوییم: اینقدر تحریم کنید تا پاره شوید! از جیب مردم برای شعارهایمان خرج نکنیم؛ انصاف نیست.

۱۰. پایان جنگ البته به معنای ساده‌لوحی در برابر دشمن نیست. دفاع قدرتمند، تقویت قوای نظامی و اصلاح سیاست‌ها و ساختارهای داخلی برای کاهش هزینه‌ها و افزایش درآمدها، باید همزمان با دیپلماسی برای پایان جنگ پیش برود. عقلانیت یعنی نه امنیت را به مذاکره واگذار کنیم و نه مذاکره را قربانی شعار.

۱۱. استراتژی ملی بدون همراهی مردم پایدار نمی‌ماند؛ «همه»ی مردم آنچنان که پزشکیان می‌گوید. انتخاب چنین استراتژی‌ای هم از مسیر گفت‌وگو و اقناع عمومی می‌گذرد، نه از مسیر متهم کردن دیگری به خیانت یا جنگ‌طلبی. همه کسانی که دل‌نگران امنیت و منافع ایران‌اند، می‌توانند درباره راه رسیدن به صلح اختلاف نظر داشته باشند؛ اما اختلاف نظر نباید به دشمن‌تراشی در داخل منجر شود.

انتهای پیام

۵ Comments

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. در یک بعد بنیادی تر ما باید بفهمیم که چرا به این نقطه رسیدیم. چه عواملی ما را به این نقطه رساند؟
    کجای راه را اشتباه رفتیم.؟
    تا جواب سئوالات فوق را پیدا نکنیم هم چنان در چرخه جنگ یا صلح و تحریم باقی خواهیم ماند‌

    ۳
    ۱
  2. به‌نام‌خدا.اینکه‌گفته‌میشود‌امریکا‌صخره‌های
    مناطق‌کم‌عمق‌خلیج‌فارس‌نزدیک‌سواحل‌عمان
    را‌منفجر‌نموده‌و….ساحل‌جنوبی‌تنگه‌هرمز‌را
    برای‌عبور‌کشتی‌های‌بزرگ‌نفتی‌آماده‌کرده
    آیا‌حقیت‌دارد.‌

    ۲
  3. چه خوب است ایران تنگه هرمز را باز کرده و به بازرس های انرری اتمی اجازه بازدید و نظارت دهد و اوارانیوم غنی شده را رقیق کند و در عوض امریکا دست از تهدید برداشته و پولهای ایران را ازاد و تحریم ها و محاصره را بردارد.والسلام

    ۲
    ۲
  4. ۱-اگر داستان سیاست خارجی کامل و بی طرفانه بازگو نشود . همین آش و همین کاسه
    ۲- اشتباهات و ضعف ها خود را در سیاست خارجی بپذیریم و آن را اصلاح کنیم.(البته در کنار موفقیت ها و قوت ها)
    یک سوزن ته گرد به خود یک جوالدوز به دیگران
    ۳- پذیرش واقعیت ها و توانمندی های خود و دشمن
    ۴-آمار سازی………..ببخشید اشتباه نوشتم

  5. از کرامات شیخ شفیعییان چه عجب!
    جنگ را دید و گفت: نیستش طلب
    از کرامات دیگرش این است
    صلح خوب است و جنگ بد، همین است!

    ۱
    ۱