توقف مذاکرات ایران و آمریکا؛ تغییر تاکتیک یا آغاز راهبرد فرسایشی ترامپ؟

ابوالفضل محلوجی در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «توقف مذاکرات ایران و آمریکا؛ تغییر تاکتیک یا آغاز راهبرد فرسایشی ترامپ؟» نوشت:

توقف مذاکرات میان ایران و آمریکا را نمی‌توان صرفاً یک وقفه معمول در روند دیپلماتیک دانست. اعلام توقف گفت‌وگوها از سوی دونالد ترامپ و گزارش‌ها درباره کاهش تماس‌های دیپلماتیک میان دو طرف، می‌تواند نشانه تغییر محاسبات واشنگتن و فاصله گرفتن از تلاش برای دستیابی سریع به توافق باشد.

ترامپ طی هفته‌های گذشته بارها از احتمال توافق با ایران سخن گفته بود، اما اختلافات عمیق دو طرف درباره تحریم‌ها، برنامه هسته‌ای، مسائل امنیتی منطقه و وضعیت تنگه هرمز، مانع از شکل‌گیری یک توافق پایدار شد. اکنون به نظر می‌رسد دولت آمریکا در حال آزمودن رویکردی متفاوت است؛ رویکردی که در آن فشار مستمر می‌تواند جایگزین تلاش برای توافق فوری شود.

فشار به جای توافق

راهبرد فرسایشی به معنای افزایش تدریجی هزینه‌های ادامه وضعیت موجود برای طرف مقابل است. واشنگتن در چنین شرایطی الزاماً به دنبال توافق سریع نیست، بلکه می‌تواند با استفاده از ابزارهای اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک تلاش کند محاسبات تهران را تغییر دهد تا ایران در صورت بازگشت به میز مذاکره، با شرایط متفاوتی وارد گفت‌وگو شود.

مهم‌ترین ابزار این سیاست، فشار اقتصادی است. تحریم‌های نفتی و مالی می‌توانند هزینه‌های اقتصادی ایران را افزایش دهند، اما تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که فشار اقتصادی الزاماً به تغییر رفتار سیاسی منجر نمی‌شود. نتیجه چنین سیاستی به عواملی مانند میزان مقاومت داخلی، شرایط منطقه‌ای و ارزیابی تصمیم‌گیران دو طرف بستگی دارد.

در این میان، تنگه هرمز نیز به یکی از مهم‌ترین نقاط اختلاف تبدیل شده است. اهمیت این مسیر تنها به روابط ایران و آمریکا محدود نمی‌شود؛ بلکه هرگونه تداوم بحران در آن می‌تواند بازار انرژی و اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل، هرمز برای تهران یک اهرم مهم در معادلات منطقه‌ای و برای واشنگتن یک مسئله راهبردی محسوب می‌شود.

با این حال، توقف مذاکرات به معنای پایان دیپلماسی نیست. تجربه روابط ایران و آمریکا نشان داده است که حتی در دوره‌های شدید تنش نیز کانال‌های غیرمستقیم و میانجی‌گری کشورهای منطقه می‌توانند فعال باقی بمانند. بنابراین، امکان بازگشت دو طرف به میز مذاکره همچنان وجود دارد؛ به‌ویژه اگر هزینه‌های اقتصادی و امنیتی ادامه بحران افزایش پیدا کند.

پرسش اصلی این است که آیا ترامپ واقعاً به دنبال توافق است یا تلاش می‌کند با افزایش فشار، شرایطی ایجاد کند که ایران در آینده توافقی نزدیک‌تر به خواسته‌های آمریکا را بپذیرد؟

اگر هدف دوم باشد، توقف مذاکرات تنها یک تصمیم دیپلماتیک نیست، بلکه بخشی از تلاش برای تغییر موازنه قدرت در مذاکرات آینده است. در چنین شرایطی، زمان نیز به یک ابزار فشار تبدیل می‌شود.

در نهایت، موفقیت راهبرد فرسایشی آمریکا قطعی نیست. ایران نیز می‌تواند با استفاده از ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی خود، هزینه‌های سیاست فشار واشنگتن را افزایش دهد. از سوی دیگر، تداوم بحران در خلیج فارس می‌تواند قیمت انرژی و هزینه‌های اقتصادی را برای متحدان آمریکا نیز افزایش دهد.

از این منظر، توقف مذاکرات را باید نه پایان دیپلماسی، بلکه تغییر زمین بازی در روابط ایران و آمریکا دانست؛ زمینی که در آن فشار، زمان و توانایی تحمل هزینه‌ها به اندازه میز مذاکره اهمیت پیدا کرده‌اند.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *