رضا رئیسی، روزنامهنگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
پیشتر و در فواصلی دیگر، در چند یادداشت به نقل این خاطره پرداخته بودم که شیخالوزرای دولت روحانی در جلسهای گفته بود: در هنگامه جنگ نظامی آشکار و بهواسطه وضوح صحنه نبرد، جامعه دچار غلیان احساسات و تهییج روحی و روانی شده و بدین واسطه همدلی و همراهی مضاعفی از خود نشان میدهند، اما در جنگ اقتصادی که به شدیدترین وجه هم طی دو دهه اخیر توسط دشمنان پی گرفته شده، بهواسطه نبرد نرمافزاری و نامحسوس و لایههای پیچیده و درهمتنیده ناملموس برای عموم مردم، آنگونه که بایسته و شایسته است، همدلی و تهییج افکار عمومی رخ نمینمایاند و این کار را مشکل میکند.
این سخنان همزمان با دوران اولیه زمامداری دونالد ترامپ و در جریان فشار حداکثری او، توسط بیژن نامدار زنگنه مورد اشاره و تصریح قرار گرفته بود. از آن زمان تاکنون، مبارزه و منازعه میان ایران و ایالات متحده به اعلی درجه خود رسیده و تا این لحظه به جنگ نظامی ششماهه و تمامعیار میان طرفین انجامیده است. البته که با ورود پارامتر محاصره دریایی و سپس اعلام علنی و رسمی مقامات ایالات متحده مبنی بر ورود به جنگ تمامعیار اقتصادی، به این مرحله هم نائل آمدهایم.
اینجاست که بیش و پیش از هر زمان دیگری، سخنان زنگنه مصداق و مفهوم مییابد. در شرایطی که مردم با آغاز تجاوز نظامی آمریکایی-صهیونیستی، نهایت وفاق و همدلی را در مبارزه و ایستادگی با اهریمن خارجی از خود نشان دادند، اکنون با آغاز تمامعیار جنگ اقتصادی و تحمل فشارهای مضاعف معیشتی، سؤال این است که در این مرحله چگونه میتوان همان صبر و همدلی برآمده از تهییج عمومی دوران جنگ تحمیلی را به منصه ظهور رساند، بهخصوص که در این مرحله از رویارویی غیرمستقیم، هر طرفی که تابآوری بیشتری از خود نشان دهد، بدان معنی و مفهوم است که پاشنه آشیل طرف مقابل را هدف گرفته و برگ برنده نهایی در دستان او خواهد بود.
به شکل مضاعفتر نیز باید گفت تابآوری و تحمل معطوف به لایههای مختلف و متکثر در جنگ اقتصادی است و همانند جنگ نظامی متمرکز بر یک قشر و صنف که همانا نظامیان باشند، نیست و متغیرهای تعیینکننده دایره شمول گسترده و فراگیرتری دارند. بهخصوص که در طول مدت سپریشده، شاهد بروز و ظهور تلاطمها و تکانههای اقتصادی در وجوه مختلف اقتصادی هستیم و جامعه به شکل مستقیم و ملموس با تبعات جنگ اقتصادی مواجه شده است.
درست اینجاست که سؤال طلایی شکل میگیرد که چگونه میتوان در این شرایط، جامعه آسیبدیده را مجاب و تهییج به حفظ مقاومت و همدلی و حفظ اتحاد و انسجام داخلی، فارغ از رویکردهای شعاری و تبلیغاتی کلیشهای کرد؟
بدون هیچ شک و شبههای، اگر عموم مردم به شکل واضح و آشکار در جریان کموکیف فعالیتها و برنامههای حاکمیت در مقابله و مبارزه با این جنگ تحمیلی اقتصادی قرار بگیرند و برای آنان ریشههای مشکلات و مضایقی که با آن مواجه هستند، تشریح و تبیین شود و از همه مهمتر اعتماد عمومی به کارایی و تدابیر حاکمیتی جلب و جذب شود، در کنار برنامههای معقول و کارشناسانه میتوان امیدوار بود که جامعه همانند حوزه نظامی در این جنگ اقتصادی هم از خود همدلی و همراهی نشان خواهد داد.
در اینجا البته پای مهمترین ابزار در این نبرد همهجانبه و ترکیبی به میان میآید و آن چیزی نیست جز حیطه مهم و راهبردی «رسانه» و رویکردهای رسانهای که میتواند به عنوان حلقه واسط، نهاد دولت و ملت را به آرایش مرصوص و هماهنگ و تعیینکننده رهنمون سازد.
مردم تا آنجا که به تدابیر امنیتی و معطوف به امنیت ملی نیست، باید در جریان همه امور قرار گرفته و از طرف دیگر، فرآیندها و روندهای چالشی موجود باید به شکل کامل برای آنان تبیین و تشریح شود و در این صورت است که آنان با وضوح صحنه، از خود همراهی و همدلی همیشگی را نشان خواهند داد، بهخصوص که یگانه امید دشمنان از این فشار و جنگ اقتصادی، مشوش کردن اذهان عمومی و شکست انسجام و اتحاد داخلی به موازات جنگ اقتصادی پرفشار است.
رویکردهای شعاری و برنامههای تبلیغاتی با مدلسازی قدیمی در رسانه ملی، هر چند در جای خود لازم و ضروری است، اما به طور قطع پاسخگوی این عرصه خطیر و حساس نیست و یا این توجیه که بهواسطه حساسیت شرایط باید حداقل بازخوردهای رسانهای به انجام رسیده و در بسیاری از حوزهها با سکوت و انفعال به استقبال تحولات رفت.
مردم ایران بعد از سر گذرانی همه تلاطمها و اتفاقات چند سال اخیر، به آن درجه از بلوغ و آگاهی رسیدهاند که سره از ناسره را تشخیص داده و چرایی و علت شرایط موجود را در صورت شفافسازی و تبیین عمومی تشخیص دهند و واکنش مناسب را به انجام رسانند، مضاف بر اینکه آنان در زندگی روزمره خود با تبعات این جنگ اقتصادی مواجه هستند و لاپوشانی و سانسور دردی را دوا نمیکند و هرگونه اهمال و تعلل در مسیر شفافسازی رسانهای و تبیین وضعیت برای افکار عمومی، آب آسیاب دشمنان و ناخیرخواهان ایران عزیز خواهد ریخت که انشاءلله اینگونه مباد.
انتهای پیام




