حمید رسایی پرسیده است: اگر فردا جنگ شد و یک نفر لخت شد یا با شیشه عرق آمد و داوطلب شد، باید چه بگوییم؟ مسأله این است که حد یقف کجاست؟
این نمایندهی مجلس، در یادداشتی با تیتر «درباره حضور بانوانی بدون حجاب شرعی در رژه جانفدای تهران / حکم ولی خدا در چارچوب احکام خدا باید اجرا شود» نوشته است:
در رژه روز جمعه جانفدای تهران، تصاویری از برخی حجاب استایلهای آرایششده موتور سوار و خانمهای بدحجاب که اسلحه به دست داشتند، منتشر شد. متولیان و برنامهریزان رژه، این حضور را توجیه میکنند و برخی هم منتقد ازن شیوه از بازنمایی تصویر از جانفداها هستند.
فارغ از اتفاقات خوب این مراسم که در جای خود لازم بود و البته با تأمل بیشتر میتوانست بهتر باشد، بحث ما بر سر این است که آیا حضور این بانوان با این ظاهر را باید برجسته کرد، یا در چارچوب احکام و مصلحت، برای آن حد و مرز گذاشت.
۱. آیا این حضور، مصداق فرمان رهبری است؟
میگویند در فرمانی که رهبر انقلاب به بسیج داده، آمده که از «ظرفیت آحاد مردم مبعوثشده و اقشار میلیونی جانفدا استفاده شود» و این افراد هم جزو همان آحاد و اقشارند.
فرمان رهبری در چارچوب شباهت آنها به الگوهای اسلامی است یا با برجستهسازی و نماد کردن آنها قرار است برای دیگران به عنوان الگو معرفی شوند؟ بله اینها را به نماز جماعت راه بدهید ولی آنها را امام جماعت نکنید! قرار است اینها شبیه بسیج شوند یا بسیج کم کم شبیه آنها.
۲. اگر برای جنگیدن و دفاع از کشور آمدند، بگوییم برو؟!
میپرسند اگر فردا جنگ شد و یک نفر بیحجاب یا تارکالصلوه داوطلب شد، باید به او چه بگوییم؟ اول بگوییم حجابت را درست کن بعد بیا؟
پاسخ روشن است. همین سؤال را با مثال جدیتر باید مطرح کرد: اگر فردا جنگ شد و یک نفر لخت شد یا با شیشه عرق آمد و داوطلب شد، باید چه بگوییم؟ مسأله این است که حد یقف کجاست؟
۳. دست من و شما نیست!
میگویند حضور اینها در تجمعات دست من و شما نیست. در حالی که مسأله حضور اینها در تجمعات نیست در میان رژه روندگان است که اتفاقا دست من و شماست. چه کسی آرپیجی میدهد دست آنها، چه کسی آنها را در صف رژه قرار میدهد، چه کسی در رسانههای رسمی برجستهشان میکند. پس دست من و شماست.
۴. فرمان ولی خدا در چارچوب احکام خدا باید اجرایی شود
میگویند ما میخواهیم فرمان ولی خدا را محقق کنیم. میگویم فرمان ولی خدا در چارچوب احکام خدا باید اجرا شود، نه فارغ از احکام خدا. ما نباید اینها را الگو کنیم. نباید مشروعیت بدهیم. باید بگوییم این مسیر یک بسته کامل است؛ میخواهی بیایی، باید اینها را هم رعایت کنی. اگر دلسوزانه بگوییم، تأثیر میکند.
۵. فقه میگوید نجات جان انسان مقدم بر فعل حرام است
میگویند اگر نجات جان مسلمانی متوقف بر فعل حرامی باشد، فقه میگوید به مقدار ضرورت اشکالی ندارد ولی شما اشکال میتراشید!
من هم میگویم بله، ولی این قاعده در فقه شرایطی دارد: اولا انحصار راه نجات به انجام حرام باشد، ثانیا به مقدار ضرورت باید انجام دهد، ثالثا بدون سوءنیت و قصد گناه انجام شود. تازه در برخی گناهان مثل ربا، فقها استثنا قائل شدهاند و انجام آن را مقدم ندانستهاند. حالا آیا این کارهایی که در مثل رژه میشود، مصداق آن موارد است یا نفهمیدن مسأله و نوعی بیتدبیری؟
۶. حرف اصلی
میگویند اینها نه مصداق آن مواردند، نه نفهمی مسأله. بحث این است که چطور از ظرفیت آحاد مردم استفاده کنیم. پاسخم روشن است، میگویم اول باید حد یقف را روشن کنیم. اگر قرار است کسی بیاید، باید بداند در چه چارچوبی میآید. نباید طوری رفتار کنیم که حضور بیحجاب در رژه، بهعنوان یک ارزش و الگو جا بیفتد.
انتهای پیام



