
رضا رئیسی، روزنامهنگار
یک قدم مانده تا سی سالگی رویدادی که یک نقطه عطف تاریخی را در خاطره یک ملت ثبت و ضبط کرد، در بیست و نهمین سالگرد، انتخابات ریاست جمهوری دوره هفتم قرار داریم، هر چند این روزها نه در ادبیات دولتمردان و نه در رسانههای رسمی آنگونه که بایسته و شایسته این رویداد سترگ تاریخی است از آن یاد نمیشود و گویی در میانهی دیگر حوادث پربسامد خرداد ماه پر حادثه و در گوشهای از تاریخ سیاسی کشور، کنج عزلت گزیده است و سیاست پیشهگان این روزها شاید دوست دارند که این بزنگاه پارادایم ساز در تاریخ سپهر سیاسی انقلاب و ایران را که به معنای اخص کلمه، تحولساز و دگرگون کننده بود، در گوشهای از ذهن خود، باقی بگذارند و با سکوت و طمانینه از کنار آن بگذرند.
هنگامهای که اوج بلوغ سیاسی و اجتماعی یک ملت در تبلور مردمسالاری دینی در تاریخ جمهوری اسلامی رقم خورد و بی تعارف از همان آغازین لحظات وقوع، یک عده ای با برچسبزنی های خاص و القای دوگانگیهای تعارض مدار، به دنبال حاشیه سازی فراتر از متن و بطن این رویداد رفته و توانستند، از این حماسه تاریخی و ملی، یک رویداد غیر همگرا و شامل بر بایکوت و سکوت خبری، ترسیم و تبیین کنند و میتوان علت سکوتهای این روزهای سیاسیون درباره واقعه خرداد ۷۶ را ریشه دار از چنین ترسیم وضعیتی دانست.
برای چند نسل از شهروندان و کنشگران سیاسی تاریخ معاصر ایران، دوم خرداد ۷۶ نقطه عزیمت و گرانیگاه مرکزی تحولات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی پیامدی شد که تا همین امروز و با گذشت، بیست و نه سال از وقوع آن، صحنه و عرصه سیاسی کشور را به پیش و پس از خود تقسیم و تقدیر کرد. به جرات می توان گفت، هیچ فعل و انفعال سیاسی در تاریخ پسا انقلاب و در تداوم تاریخی معادلات و مطالبات مدنی یک سده و اندی اخیر، بدیل و جایگزینی ندارد و چه موافق روندها و فرآیندهای پسینی آن باشیم و نباشیم، نمیتوان از اهمیت و نقش و جایگاه تحول آفرین و پارادایم ساز آن به سادگی گذشت و عطف به همین نکته، سکوت و انفعال امروزه درباره این فراز تاریخی، به هیچ روی توجیه پذیر و منطبق با منافع ملی نیست.
نکته آنکه نقل است که رهبر شهید انقلاب در یکی از اولین واکنشها نسبت به آن رویداد به رئیس جمهوری منتخب آن روزها، این نکته را متذکر شدند که دشمنان قصد القای این موضوع را دارند که این رویداد در تقابل و تضاد با روندهای کلی انقلاب و نظر رهبری است و نباید اجازه چنین تصویر سازی را به آنان داد.
آنچنان که پیام رهبر شهید انقلاب در روز سوم خرداد همان سال، یکی از مشروح ترین پیام های ایشان در قبال چنین رویدادهایی با تعابیر بسیار نغز و تامل برانگیز بود.
نمونههایی از تعابیر بکار رفته ایشان را در ادامه مروری کنیم، «صحنهی زیبا و پرشوری که در روز جمعهی دوم خرداد و در پای صندوقهای رأی آفریدید، حقیقتاً یک حماسهی تاریخی بود» در بخشی دیگر، ایشان فرمودهاند: «بحمدالله کشور را در برابر توطئهی دشمنان و وسوسهی بدخواهان تا مدتها بیمه کرد.» و در تعبیر نغز دیگری، می فرمایند: «دوران تازهیی در تاریخ درخشان جمهوری اسلامی آغاز شده است.» و در یکی از فرازهای پایانی پیام فرموده اند: «به همهی ملت عزیز عرض میکنم که در انتخاباتی با این درخشندگی و زیبایی، همهی عناصر دستاندرکار بَرَندهاند»
وقتی آن نکته رهبر شهید به رئیس جمهوری منتخب را در کنار این تعابیر نغز می گذاریم، بوضوح مشخص است که فضاسازی برخی جریانهای سیاسی منوط و مربوط به رقابت های سیاسی در طول این چند دهه (که طبیعی هم هست)، نباید و نمی بایست در این روزها، مانع پرداختن به عوامل و شاخصه های خلق این حماسه تاریخی به عنوان قله ساز سرمایه اجتماعی بی بدیل در تاریخ انقلاب شود و پرداختن به آن از دریچه منافع ملی را مغفول بگذارد و از کنار آن به سادگی گذر کنیم.
اگر حماسه آزاد سازی خرمشهر، مصداق بارز خلق یک حماسه ملی و میهنی است، دوم خرداد ۷۶ نیز براستی خلق یک حماسه تاریخی در منظومه زیست سیاسی یک ملت رشید و آگاه بوده است و اینکه در این روزها که بیش از هر زمان دیگری به اتحاد و انسجام ملی در عرصه احیای سرمایه اجتماعی نیازمندیم، این کناره جویی و سکوت و انفعال خبری پیرامون دوم خرداد بخصوص در میان کنشگران سیاسی نزدیک به دولت و رسانه های نزدیک به آنان توجیه پذیر نیست.
انتهای پیام




