الگوی چینی؛ واقعیت یا توهم؟


ابوالفضل نجیب، روزنامه نگار در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «الگوی چینی واقعیت یا توهم» نوشت:

بدیهی است هر گونه قضاوت درباره تفاهم میان آمریکا و جمهوری اسلامی بیش از هر چیز و صرفنظر از متغیرها مشروط و معطوف به بازه ۶۰ روزه مذاکرات پیش رو است. مذاکراتی که اگر موانع فرضی پیش روی آن را نادیده بگیریم و بعلاوه اراده و توان و اعتماد متقابل طرفین را لحاظ کنیم بی تردید می توان آن را به یک نقطه عطف در تاریخ جمهوری اسلامی و لاجرم دوران تازه ای برای آن تعبیر و متصور شد. دورانی که به اذعان محمدباقر قالیباف خواهد توانست به عنوان کمترین دستاورد و وعده داده شده زندگی و آینده و رفاه مردم را تامین کند.

این وعده البته منوط و معطوف به آنچه تغییر ریل گذاری در سیاست خارجی تلقی می شود محقق خواهد شد. سوال مهم در این رابطه این که آیا تغییر ریل گذاری به معنای عبور از مانیفست جمهوری اسلامی و به معنی ساده و سرراست گذار از مولفه های آشنا و خروج از رویاها و آرزومندی های جمهوری اسلامی خواهد بود. بدیهی است پاسخ به این چالش نمی تواند بلی یا خیر سرراست باشد. به این دلیل ساده که عالم سیاست و سیاست ورزی ورای آنچه در صورت ظاهر به آن استناد می کنیم اغلب به فرازونشیب ها و پیچیدگی ها و متغیرهای ناپیدا گره خورده است. با این حال نمی توان تجارب و الگوهای تاریخی را در روند تغییرات عطف و تاریخ‌ساز نادیده گرفت.

کما اینکه راه حل دو قدرت بزرگ کمونیستی شرق چون چین و بخصوص روسیه و علیرغم فروپاشی کامل جغرافیایی و البته فرهنگی در مقایسه با چین که توانست با حفظ هویت و موجودیت ایدئولوژیکی خود را حفظ و راه به تعاملات جهانی و اقتصاد جهانی ببرد میسر نشد. آنچه چین را در مقایسه با اتحاد جماهیر شوروی و از خطر فروپاشی موجودیتی و جغرافیایی بعد از مائو نجات داد حفظ هسته ایدئولوژیک به قیمت تغییر و عبور از پوسته و در واقع نمود ایدئولوژیک بود.

در مقایسه با اتحاد جماهیر شوروی که اصرار همزمان به حفظ هسته و پوسته در نهایت منجر به فروپاشی هسته و پوسته و در نهایت شکست موجودیتی و هویتی گردید. فراموش نکنیم آنچه مانع الگوبرداری شوروی از چین گردید علاوه بر اختلاف نظرهای اساسی در خوانش مارکسیستی که منجر به شکاف های ایدئولوژیکی و سیاسی و تا زدن برچسب سوسیال امپریالیسم به چین گردید، جزمیت گرایی در حفظ پوسته و هسته بود.

هر چند روسیه پس از گذشت ربع قرن و بتدریج در اندیشه احیای گذشته ایدئولوژیک خود در تلاش برای احیای بلوک بندی دوران جنگ سرد است. آنچه ظاهراً قرار است بعد از قریب نیم قرن از بهمن ۵۷ رخ دهد، برداشتن اولین گام ها برای حل بنیادی ترین مولفه ها و آرمان ها و آرزومندی های جمهوری اسلامی در زمانه ای است که بدون نقش داشتن دیپلماتیک و تعاملات در مناسبات جهانی نه راهی برای تأثیرگذاری و همزمان توسعه باقی می ماند و مهمتر از آن برای بقا و موجودیت آن تضمین واقعی نیست و نخواهد بود.

جسارت نوشتن این یادداشت را از اظهارات دکتر ابراهیم متقی در روزنامه جوان به عنوان رسمی ترین ارگان رسانه ای سپاه پاسداران شناخته می شود عاریه گرفتم. بخصوص این بخش از اظهارات صریح ایشان که آشکار بر ضرورت تغییر ریل گذاری در سیاست خارجی و مهمتر از آن بر راهکار عقلانی حل تناقض حفظ هسته ایدئولوژیک و پوسته آن. با تاکید بر الگوی چین تاکید دارد؛ « روند تغییر در جهت‌گیری سیاست خارجی چین در سال‌های دهه ۱۹۷۰، همواره برای ایران آموزنده بوده و بر این اساس ایران می‌تواند فصل جدیدی از روابط را در سطح منطقه‌ای و سیاست بین‌الملل باز تولید کند.»

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *