دکتر محمدحسن علایی، جامعه شناس در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «گذر از هزارتوی جنگ و صلح؛ به اتکای انسجام اجتماعی» نوشت:
حکایت چهل روز و چهل شب مقاومت جانانهی ایرانیان در جنگ رمضان مقابل دشمن صهیونی-آمریکایی، بیگمان بر برگهای زرین تاریخ حماسهی انسان ایرانی ثبت خواهد شد، کشوری در خاورمیانه پس از دههها تحریم نظام سلطهی جهانی، آن هم پس از یک ضربهی ناجوانمردانهی به گمان آنها تمام کننده، در ترور رهبرشهید و جمع کثیری از فرماندهان ارشد نظامی، توانست با حفظ انسجام ملی و با رشادت نیروهای دفاعی نه تنها از پای در نیاید که پیش چشم جهانیان راست قامت دلیرانه ایستادگی کند، و از کیان یک تمدن کهن دفاع کند، حضور مردم مبعوثشده در میادین شهرها هم در طول جنگ و هم پس از اعلام آتش بس، در طول بیش از صد شب، مهر تایید بر این حقیقت بزرگ نهاد که ایران و ایرانی بیدی نیست که به این بادها بلرزد!
و اما، پس از تصمیم سران کشور، تحت امر رهبری سوم، برای پیگیری منافع ملی در سنگر دیپلماسی، و ثبت دستاوردهای درخشان میدان، ماجرای مذاکره باری دیگر نفسها را در سینه حبس کرد، پذیرش مذاکره با آن دشمن بدعهد که خون کودکان میناب، رهبر شهید و همهی شهیدان سرافراز ایرانی از مردان رزم و سیاست گرفته تا مردان و زنان غیرنظامی، بر دستان پلیدش پاک شدنی نبوده و نیست، چندان سهل نبود، اما باز هم این مردم گفتند اگر مصالح کشور ایجاب میکند باشد ما مردم پشت دیپلماتها را خالی نمیکنیم در میدان میمانیم و پشت ایشان را گرم میکنیم، اما مگر راه برونشدی از این هزارتوی تو در تو متصور هست؟!
من نمیگویم به شیپور جنگ بدمیم، حتی نمیگویم پیروزیها و فتوحات درخشانمان چندان ره زنی کند که بپنداریم میتوانیم بی توجه به استیصال اجتماعی حاصل از تعلیق و نیز زوال و فرسایش تابآوری اجتماعی و اقتصادی بر طبل جنگ بکوبیم، اما به این مردم حق میدهم که به دشمن بدعهد ناباور باشند و البته به همهی مردم هم حق میدهم که اگر زیر بار فشارهای اقتصادی کمرشان خم شده است انتظار گشایش عاجل داشته باشند، اما به هیچ مرد سیاستی حق نمیدهم که در این شرایط خطیر تاریخی انسجام ملی را به خطر بیاندازد؛ و به ایشان تذکار میدهم که بخش زیادی از مردم پس از همهی آن حوادث ناگوار با وقوع جنگ خاردرگلو این شرایط را به خاطر سرنوشت کشور تحمل کردهاند و هر کس آتش بیار معرکه شود، بیتردید سیلی سختی از این مردم خواهد خورد!
نگارنده در مقام یک جامعهشناس از همهی جریانها میخواهد که در رویارویی این کشور با دشمنان متجاوز، که راس نظام و مسئولین ارشد نهادهای قانونی کشور با پشتوانه مردم ستمکش و زخمدیده، امروز سکان هدایت آن را در دست گرفتهاند، خدای ناکرده، دانسته و ندانسته، هیچ شکافی بر سر هیچ اختلافی، موجه یا ناموجه در جبههی به هم پیوسته مقاومت نیاندازند، و لحظهای از درک شرایط حساس کشور بازنمانند، باشد که به برکت آن دلاوریها و ایستادگیها و با فائق آمدن بر خطاها و نواقص گذشته، به اتکای همین انسجام اجتماعی و اتحاد ملی، در جهت جبران خسارتها، رفع نارضایتیها و تحقق عدالت، کشور دوباره بتواند به ریل توسعه و پیشرفت برگردد.
تحلیل و تبیین متفکرانه به هیج وجه جانبدارانه و مصلحتجویانه نیست، بل ناظر بر سنجش عینی اقتضائات و امکانات در مقام تصمیم گیری و عمل است، برای نمونه ممکن است امثال نگارنده، در مقام اهل فرهنگ و قلم، هر چقدر هم که در سیاستهای داخلی اهل تساهل باشد ترجیح دهد در سیاست خارجی در نهایت حساسیت باشد، چرا که هر چقدر که دوری از تندروی و بنیادگرایی در جهت کاستن از شکافهای اجتماعی و دفاع از تکثر و تنوع سلایق را شرط عقلانیت در امور داخلی تلقی کنیم، همان قدر هم دفاع در برابر زیادهخواهیهای تجاوزگران و زورگویی سلطهگران را شرط عقلانیت در امور بین المللی قلمداد میکنیم.
فلذا هیج یک از گرایشات سیاسی را نباید تخطئه و تخریب کرد؛ آنچه ضرورت دارد خودآگاهی جریانات اولا به شرایط خطیر کشور و تعهد ایشان به منافع ملی و ثانیا درک نواقص و اشکالات کارنامه خویش و همت برای رفع آن هست که بایستی مطمح نظر عناصر فکور هر نحله و جناحی قرار گیرد. امروز می توانیم و باید در خصوص کلانتهدیدهایی که متوجه کشور است همهی جریانات در یک جبههی واحد با تشریک مساعی همه با هم درصدد دفع این خطرات برآییم و از اینکه خود بخشی از بحران باشیم حذر کنیم اساسا تندروی و رادیکالیزه کردن فضای کشور در هر صورتش میتواند خلاف منافع ملی و مصالح عمومی کشور قلمداد گردد.
همهی ما نیازمند تحول و تغییر هستیم و هیچ جریانی از این مهم مستثنی نیست؛ رمز پیروزی ما در این هنگامهی خطیر اما حقیقتا اتحاد است؛ اتحاد مقدسی که همه به جای قربانی کردن ایران به پای منافع فردی و جناحی؛ بایستی بخشی از زیادهخواهیهای خویش را فدای ایران عزیز کنیم؛ باشد که توفیق قرین همهی مصلحان واقعی کشور و تک تک ایرانیان سربلند در گذر از این شرایط خطیر باشد.
انتهای پیام




