حسین قریب گرکانی، تحلیلگر اقتصاد دیجیتال در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «نرخ ارز و سرنوشت اکوسیستم فناوری ایران» نوشت:
در اغلب اقتصادها، نرخ ارز متغیری است که بیش از همه بر تجارت خارجی اثر میگذارد. در ایران اما دامنهی اثرگذاری آن بسیار گستردهتر است. از بازار مسکن و خودرو گرفته تا سرمایهگذاری صنعتی و رفتار خانوارها، همه به نوعی از تحولات ارزی تأثیر میپذیرند. اقتصاد دیجیتال و اکوسیستم فناوری نیز از این قاعده مستثنی نیستند. هر تغییر معنادار در قیمت ارز، بخشی از معادلات کسبوکارهای فناوری را دگرگون میکند؛ هزینهی زیرساخت و توسعه محصول، جذب سرمایه و حفظ نیروی انسانی، همگی مشمول این نوسانات هستند.
اقتصاد دیجیتال ایران در سالهای اخیر به یکی از معدود بخشهایی تبدیل شده که با وجود رکود سرمایهگذاری در بسیاری از صنایع، همچنان ظرفیت رشد دارد. برآوردهای رسمی، سهم این بخش از تولید ناخالص داخلی را حدود ۷ تا ۸ درصد نشان میدهد و در اسناد بالادستی، رسیدن به سهمی بیش از ۱۰ درصد هدفگذاری شده است. تحقق چنین هدفی بیش از هر چیز به محیط اقتصاد کلان وابسته است؛ محیطی که نرخ ارز یکی از مهمترین متغیرهای آن به شمار میرود.
بخش مهمی از هزینههای اکوسیستم فناوری به ارز وابسته است. سرورها، تجهیزات شبکه، پردازندههای مورد استفاده در توسعه مدلهای هوش مصنوعی، نرمافزارهای تخصصی، خدمات ابری بینالمللی و دهها مورد دیگر یا مستقیماً وارداتی هستند یا قیمت آنها بر اساس نرخ ارز تعیین میشود. به همین دلیل، جهشهای ارزی معمولاً با فاصلهای کوتاه به افزایش هزینهی عملیاتی شرکتهای فناوری منجر میشود.
این موضوع برای استارتاپها اهمیت بیشتری دارد؛ بسیاری از کسبوکارهای نوآور در سالهای نخست فعالیت، سودآوری محدودی دارند و بخش عمدهی منابع مالی آنها صرف توسعه محصول و گسترش بازار میشود. افزایش ناگهانی هزینهها در چنین شرایطی میتواند برنامههای توسعه را به تعویق بیندازد یا حتی بقای برخی شرکتها را با چالش روبهرو کند.
در مقابل، معمولاً این استدلال مطرح میشود که رشد نرخ ارز میتواند به توسعه صادرات خدمات فناوری کمک کند. این گزاره از منظر نظری چندان دور از واقعیت نیست. در بسیاری از کشورها، کاهش ارزش پول ملی به افزایش رقابتپذیری صادرکنندگان منجر شده است. با این حال، اکوسیستم فناوری ایران هنوز فاصلهی قابل توجهی با یک اقتصاد صادراتمحور دارد. بخش عمدهی درآمد شرکتهای فناوری از بازار داخلی تأمین میشود و محدودیتهای موجود در حوزهی پرداختهای بینالمللی، نقل و انتقال مالی و دسترسی به بازارهای جهانی نیز مانع بهرهبرداری کامل از مزیت ارزی شده است.
در چنین شرایطی، آثار منفی بیثباتی ارزی معمولاً سریعتر از مزایای احتمالی آن نمایان میشود. نمونهی روشن این مسئله را میتوان در بازار نیروی انسانی مشاهده کرد. اقتصاد دیجیتال برخلاف صنایع سنتی، وابستگی کمتری به ماشینآلات و داراییهای فیزیکی دارد. مزیت اصلی این بخش در سرمایهی انسانی آن نهفته است؛ برنامهنویسان، متخصصان داده، پژوهشگران هوش مصنوعی، تحلیلگران امنیت سایبری و مدیران محصول. افزایش فاصله میان درآمد ریالی متخصصان ایرانی و دستمزدهای دلاری بازار جهانی، معادلات این بازار را تغییر میدهد. توسعه دورکاری و گسترش پلتفرمهای بینالمللی نیز این روند را تسریع کرده است. امروز بخشی از رقابت بر سر نیروی متخصص، میان کارفرمایان ایرانی و بازار جهانی شکل گرفته است. هرچه شکاف درآمدی افزایش پیدا کند، هزینه نگهداشت نیروهای کلیدی نیز بیشتر خواهد شد.
به همین دلیل، نرخ ارز را میتوان یکی از عوامل اثرگذار بر مهاجرت سرمایهی انسانی دانست. در بسیاری از موارد، تصمیم به خروج از کشور صرفاً ناشی از تفاوت سطح دستمزد نیست، اما کاهش مستمر قدرت خرید و افزایش نااطمینانی اقتصادی در کنار فرصتهای شغلی بینالمللی، انگیزه مهاجرت را تقویت میکند. برای صنعتی که مهمترین دارایی آن نیروی متخصص است، این مسئله اهمیتی راهبردی دارد.
موضوع دیگری که کمتر مورد توجه قرار میگیرد، ارتباط میان نرخ ارز و سرمایهگذاری خطرپذیر است. سرمایهگذاران برای ورود به پروژههای فناورانه، نیازمند افق نسبتاً قابل پیشبینی هستند. نوسانات شدید ارزی، ارزیابی ارزش شرکتها، برآورد هزینههای آینده و محاسبهی بازده سرمایهگذاری را دشوار میکند. نتیجهی چنین وضعیتی کاهش تمایل به سرمایهگذاریهای بلندمدت و حرکت منابع به سمت فعالیتهای کوتاهمدت و کمریسکتر است.
تجربهی اقتصادهای موفق دیجیتال نشان میدهد که رشد فناوری بیش از هر چیز بر بستری از ثبات شکل میگیرد. شرکتهای بزرگ فناوری جهان محصول دورههایی از سرمایهگذاری مستمر، دسترسی به منابع مالی و امکان برنامهریزی بلندمدت بودهاند. نوآوری در فضایی متولد میشود که بنگاه اقتصادی بتواند برای چند سال آینده برنامه داشته باشد، نه اینکه هر چند ماه یکبار ناچار به بازنگری کامل مدل کسبوکار خود شود.
اکوسیستم فناوری ایران در سالهای گذشته نشان داده که از ظرفیت بالایی برای رشد برخوردار است. گسترش تجارت الکترونیک، توسعه خدمات آنلاین، رشد استارتاپهای تخصصی و افزایش تعداد شرکتهای دانشبنیان، بخشی از این ظرفیت را نمایان کرده است. تداوم این مسیر، بیش از هر چیز به ثبات متغیرهای کلان اقتصادی وابسته خواهد بود. نرخ ارز در این میان فقط یک شاخص اقتصادی نیست؛ معیاری است که بر سرمایهگذاری، نوآوری، اشتغال و حتی ماندگاری سرمایهی انسانی اثر میگذارد. از همین زاویه میتوان گفت بخشی از دستاوردهای آیندهی اقتصاد دیجیتال ایران در بازار ارز نوشته میشود.
انتهای پیام




