تشییع پرشکوه، وحدت ملی قربانی تفسیرهای مبهم

مهدی یزدانیان در یادداشتی با عنوان «تشییع پرشکوه، وحدت ملی قربانی تفسیرهای مبهم» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:

تشییع رهبر شهید انقلاب ، تنها یک مراسم وداع نبود؛ صحنه‌ای بود که بسیاری از روایت‌سازی‌های سیاسی و رسانه‌ای را یک‌جا فرو ریخت. این حضور عظیم و پرمعنا نشان داد همان ملتی که دشمنان می‌کوشیدند خسته، گسسته و رویگردان از نظام معرفی کنند، در لحظه‌های تاریخی همچنان با هویتی زنده و پیوندی عمیق در صحنه حاضر می‌شود. آنان که در خارج از مرزها، با اتکا به تحلیل‌های سفارشی و روایت‌های تحریف‌شده، انتظار داشتند جامعه ایران از جنگ و فشار خارجی استقبال کند، در برابر این واقعیت آشکار بار دیگر دچار خطای محاسبه شدند.

اما دریغ که در حاشیه این تشییع باشکوه و معنوی، صحنه‌هایی نیز رقم خورد که با پیام این حضور ملی سازگار نبود. به دنبال آقای عراقچی راه افتادن و شعار «مرگ بر منافق» دادن، نه نشانه انقلابی‌گری است و نه دفاع از اصول. این رفتارها، اگرچه ممکن است از سر خشم یا سوءبرداشت صورت گیرد، در عمل چیزی جز دامن زدن به شکاف داخلی و ارسال پیام غلط به بیرون از مرزها نیست.

واقعیت آن است که این برخوردها از مدت‌ها پیش زمینه‌سازی شده بود. از همان زمانی که برخی مداحان و چهره‌های تندرو، هیئت مذاکره کننده جمهوری اسلامی را به تهدید و تخریب آلودند، می‌شد حدس زد که اختلاف‌نظر سیاسی در حال تبدیل شدن به منازعه‌ای فرسایشی و خطرناک است. این روند از وقتی شدت گرفت که رهبر انقلاب پس از تفاهم‌نامه ایران و آمریکا فرمودند که علی‌الاصول نظر دیگری داشته‌اند. همین عبارت، دستاویزی شد برای حمله به هیئت مذاکره‌کننده؛ بی‌آن‌که روشن شود دقیقاً کدام اصل نادیده گرفته شده و کدام خط قرمز زیر پا گذاشته شده است.

البته دکتر حداد عادل به عنوان یکی از نزدیکترین اشخاص به مقام رهبری معتقد است: «رهبر انقلاب اسلامی از روز اولی که به رهبری رسیدند دائم مردم را به حفظ وحدت توصیه کردند حالا چطور ممکن است که بیانیه‌ای صادر کنند که باعث شکاف شود؟ مگر می‌شود چنین چیزی فکر کرد که ایشان یک علی الاصول در بیانیه بیاورند و هر کسی یک تابلو دستش بگیرد برداشت خود را داشته باشد؟ تفسیر غلط ما از علی الاصول باعث تفرقه شده است.»

مسئله دقیقاً همین‌جاست. هر بار که از کارشناسان و مدعیان دفاع از مواضع انقلابی پرسیده می‌شود اصول مدنظر رهبری که در مذاکرات رعایت نشده چه بوده است، پاسخ روشنی در میان نیست. آنچه شنیده می‌شود، مجموعه‌ای از برداشت‌های پراکنده، تفسیرهای شخصی و گاه تحلیل‌های متضاد است. چگونه می‌توان گروهی را به عدول از اصول متهم کرد، اما در توضیح خود آن اصول، به ابهام و چندگانگی پناه برد؟

جریان انقلابی نباید بر سر مسئله‌ای با خادمان ملت بجنگد که حتی درباره آن اطلاع و درک روشنی ندارد. این شیوه مواجهه، بیش از آن‌که به تقویت جبهه داخلی بینجامد، آب به آسیاب بدخواهان می‌ریزد؛ همان‌هایی که سال‌هاست در پی شکاف‌افکنی میان مردم، حاکمیت و نیروهای درون نظام هستند.

شاید بهتر باشد برای پایان دادن به این مناقشه فرساینده و جلوگیری از سوءاستفاده‌ها، از رهبر انقلاب درباره نظرشان استفتا شود تا معیارها و اصول مورد نظر ایشان به‌روشنی تبیین گردد و دشمنان کوردل نتوانند از ابهام موجود برای ایجاد شکاف در میان ملت ایران بهره‌برداری کنند. وقتی موضوعی به این اندازه محل اختلاف و محل استناد است، شفافیت نه‌تنها یک ضرورت سیاسی، بلکه یک نیاز ملی است.

امروز بیش از هر زمان دیگر، کشور به انسجام، عقلانیت و پرهیز از افراط نیاز دارد. اگر نقدی هست، باید مستند، روشن و مسئولانه باشد. اگر اختلاف‌نظری وجود دارد، باید در چارچوب منافع ملی و وحدت عمومی مدیریت شود. در غیر این صورت، آنچه باقی می‌ماند نه دفاع از اصول، بلکه فرسایش سرمایه اجتماعی و گشودن راه برای نفوذ روایت دشمن خواهد بود.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *