مهران امیرحسینی مدرس دانشگاه در یادداشتی با عنوان «انتخابات اعضای هیات رئیسه کمیسون فرهنگی / همه فن حریفان پرهیاهو» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:
پس از انتخاب هیئترئیسه کمیسیون فرهنگی مجلس، موجی از مطالبه در فضای عمومی شکل گرفت که اعضای این کمیسیون رزومه و سوابق خود را منتشر کنند. این مطالبه کاملاً قابل دفاع است. مردمی که قرار است آثار تصمیمهای این کمیسیون را در زندگی روزمره خود ببینند، حق دارند بدانند تصمیمگیرندگان چه تجربه و تخصصی دارند. شفافیت، لازمه پاسخگویی است و هیچ مسئولی نباید از ارائه سوابق خود گریزان باشد.
با این حال احساس میکنم این مطالبه، صورت مسئله را کوچکتر از آنچه هست نشان میدهد. پرسش اصلی این نیست که اعضای کمیسیون فرهنگی چه رزومهای دارند. پرسش اصلی این است که چگونه به این جایگاه رسیدهاند و تا چه اندازه نماینده جامعهای هستند که برای آن قانون مینویسند.
وقتی درباره ترکیب یک کمیسیون تخصصی بحث میکنیم، در واقع باید از منشأ شکلگیری آن سخن بگوییم. کمیسیون فرهنگی محصول مجلس است و مجلس نیز محصول انتخابات. اگر درباره خروجی یک کمیسیون پرسشی وجود دارد، باید ابتدا درباره کیفیت فرآیندی سخن گفت که آن خروجی را تولید کرده است.
سالهای اخیر با کاهش محسوس مشارکت در انتخابات مجلس همراه بوده است. درباره دلایل این وضعیت تحلیلهای متفاوتی وجود دارد اما یک واقعیت انکارناپذیر است. هرچه مشارکت عمومی کاهش پیدا کند، مجلس نیز از نظر اجتماعی نمایندگی محدودتری خواهد داشت. وقتی بخش قابل توجهی از جامعه در فرآیند انتخاب نمایندگان حضور ندارد یا احساس میکند امکان انتخاب از میان همه دیدگاهها وجود ندارد، طبیعی است که درباره میزان نمایندگی مجلس پرسش شکل بگیرد.
به همین دلیل امروز مسئله فقط رزومه چند عضو کمیسیون فرهنگی نیست. مسئله این است که آیا مجلس توانسته تصویر واقعی تنوع فکری و اجتماعی ایران را بازتاب دهد یا خیر.
از سوی دیگر پدیدهای در سالهای اخیر بیش از گذشته به چشم میآید. برخی چهرههای سیاسی چنان درباره همه موضوعات اظهار نظر میکنند که گویی در همه حوزهها متخصص هستند. یک روز درباره دیپلماسی سخن میگویند، روز دیگر درباره عملیات نظامی، فردای آن روز درباره اقتصاد و فرهنگ. گاهی نیز صدای بلند جای استدلال را میگیرد و هیجان رسانهای جای تحلیل کارشناسی را.
نمونههای شناختهشده این شیوه سیاستورزی را میتوان در رفتار رسانهای افرادی مانند امیرحسین ثابتی و حمید رسایی مشاهده کرد. آنچه بیش از هر چیز از آنان دیده میشود، حضور دائمی در منازعات سیاسی و اظهارنظر درباره طیف وسیعی از موضوعات است. حق هر نمایندهای است که نظر خود را بیان کند اما مجلس محل مسابقه برای دیده شدن نیست.
کمیسیونهای تخصصی نیز قرار نیست به تریبون چهرههایی تبدیل شوند که در هر موضوعی موضعگیری میکنند. کشور به کسانی نیاز دارد که در حوزه مسئولیت خود صاحب دانش، تجربه و قدرت تحلیل باشند. در سیاست، دیده شدن یک مزیت است اما نمیتواند جایگزین تخصص شود. اگر بقای یک سیاستمدار بیش از آنکه به کیفیت عملکردش وابسته باشد به میزان حضورش در جنجالهای رسانهای گره بخورد، آرامآرام مرز میان سیاستورزی و نمایش از بین میرود. قانونگذاری با هیاهو پیش نمیرود. کشور با فریاد اداره نمیشود. آنچه مجلس را قدرتمند میکند کیفیت استدلال، توان کارشناسی و اعتماد عمومی است نه تعداد کلیپهایی که از یک نماینده در فضای مجازی دست به دست میشود.
به همین دلیل انتشار رزومه اعضای کمیسیون فرهنگی اقدامی مثبت است اما کافی نیست. مطالبه بزرگتر باید تقویت مشارکت، افزایش رقابت، احترام به تنوع دیدگاهها و حرکت به سوی مجلسی باشد که هم از پشتوانه اجتماعی گسترده برخوردار باشد و هم از ظرفیتهای تخصصی کشور بهره بگیرد.
شاید وقت آن رسیده باشد که به جای پرسیدن اینکه اعضای کمیسیون فرهنگی چه رزومهای دارند، این سؤال را مطرح کنیم که آیا سازوکار شکلگیری مجلس به گونهای بوده است که بهترین و نمایندهترین نیروهای جامعه فرصت حضور در آن را پیدا کنند. پاسخ این پرسش، آینده مجلس را بسیار بیشتر از انتشار چند رزومه روشن خواهد کرد.
انتهای پیام




