خداحافظ فوتبال

مهدی میرابی، نویسنده و روزنامه‌نگار در یادداشتی با عنوان «خداحافظ فوتبال» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:

خالق شادی بخش دل میلیون‌ها هوادار، با غم شکست در فینال و از دست دادن یاور و همراهش (خورخه‌ی پدر) از تیم ملی برای همیشه خداحافظی کرد! این اتفاق، غیر منتظره بود و همانطور که از یادداشت مسی برمی‌آید «مرگ پدر» در این تصمیمِ ناگهانی تأثیر داشت. بالآخره هر آغازی را پایانی‌ست. هر اندازه تولد و حضور اسطورها یک هیجان و خشنودیِ عظیم ایجاد کند، به همان اندازه در وقت خداحافظی و کناره‌گیری غم و اندوه برافراشته می‌‌نماید.

مسی انسان‌های زیادی را عاشق فوتبال کرد، الگو شد، فوتبالیست‌ پرورش داد، مربیانی را به عرش رساند، تاریخ یک باشگاه را از نو نوشت، سطح فوتبال را تغییر داد و تقریباً یک تنه فاتح جام جهانی شد.

پدیده‌هایی مثل زندگی، فوتبال و… با همه‌ی بی‌رحمی‌هایی که دارند همیشه یکسان و یکنواخت عمل نمی‌کنند. این فرصت را برای انسان‌ها مهیا می‌سازند که درونیات خود را کشف نموده و به کمال برسند. اگر مریم میرزاخانی (ریاضی‌دان بزرگ ایرانی) در سن پایینِ چهل سالگی چهره در نقاب خاک کشید، ولی توانست نهایت بهره از اندیشه و تفکر خود ببرد و با دریافت جایزه معتبر فیلدز به کمال برسد. و برای مسی این خوش اقبالی وجود داشت که بتواند بدون مصدومیت در شش جام جهانی حضور یابد. در تک فرصت جام جهانی جوانان و امید (المپیک) شرکت کند و به قهرمانی برسد، و تا سی و نه سالگی زیر پرچم کشورش افتخار آفرینی کند.

فوتبال سهم او را به اندازه تمامِ قابلیت و توانایی‌اش داد. و او هم به بهترین شکلِ ممکن از آن بهره برد و با رسیدن به سه فینال جام جهانی، استفاده‌ی بهینه داشت. ما به حضور او عادت کرده بودیم و اگر بگوییم با رفتنش افسرده و غمگین نیستیم دروغ گفته‌ایم.

دنیا سی سال منتظر نشست تا بعد از مارادونا اعجوبه‌ای نظیر مسی متولد شود. اما من بعید می‌دانم دوباره شبیه او انسانی با این قابلیت و توانایی ظهور کند. شاید این تعلیق، انتظار و حسرت برای عاشقان فوتبال تا پایان دنیا باقی بماند.

من این خداحافظی را به منزله‌ی قطع شدن نوار لذت بردن و مسحورشدنم از فوتبال در بالاترین سطحِ دنیا می‌پندارم. مسی واقعاً از همه بهتر بود. از هر نابغه‌ای که به عمر در فوتبال دیده‌ایم.

ماجرای قهرمانی‌اش با آرژانتین در بزرگسالی هم یک «درس بزرگ» است. او گرچه خیلی زود و در تک فرصتی که داشت فاتح جام جهانی جوانان و المپیک شد و در باشگاه از چپ و راست و مثل آب خوردن به قهرمانی و توپ طلا و کفش طلا رسید، اما داستان قهرمانی‌اش با تیم ملی بزرگسالان کشمکش و تعلیقی به غایت کُشنده داشت.

انتظار زیادی کشید و متحمل رنج فراوانی شد. با شکست‌های پیاپی در فینال‌های متعدد زیر فشار مضاعف قرار گرفت تا حدی که چاره‌ای جز خداحافظی از تیم ملی نداشت. بارها در تلاطم طوفان‌ها خم شد، زانو زد، گریست، کناره‌گیری کرد. بازگشت، دوباره باخت اما نشکست، برخاست، از نو ساخت، ادامه داد و آرزوی خود و یک ملت را برآورده نمود.

از راه سینما، ادبیات و ورزش است که می‌توان به انسان‌ها درس «امیدواری» و «تلاش تا آخرین نفس» ارائه نمود. به نظرم ماجرای مسی که یک نمونه واقعی‌ست از همه رمان‌هایی که تا کنون به نگارش درآمده و همه فیلم‌های بزرگی که ساخته شده دراماتیک‌تر است. درامی خوش‌ساخت و شورانگیز با پایانی خوش. باید سرنوشت او در فوتبال که یک ابر قهرمان ملی‌ست در کتاب‌های بچه‌های دبستانِ سرزمین نقره آورده شود تا بچه‌ها بیاموزند برای موفقیت و دست‌آورد و در نهایت برآورده ساختن آرزو تا آخرین فرصت‌ها و لحظه‌ها امیدوار ماند و از هیچ تلاشی دریغ نکرد. اکنون آرژانتینی‌ها می‌توانند به دنیا فخر بفروشند و به مفاخر خود افتخار کنند.

اگر ایران فردوسی داشت، انگلستان شکسپیر، فرانسه ویکتور هوگو، آمریکا ادیسون، روسیه چخوف، آلمان کارل مارکس اکنون آرژانتین مسی را دارد. که در کنار بزرگان، او را در صدر فهرستِ مفاخرش بر تاج و تخت می‌نشاند.

می‌گویند لحظه‌ها و اتفاقاتِ خوش خیلی زود تمام می‌شود. درست است. با آنکه دو دهه بود اما زود گذشت. وقتی به شروع و خاتمه‌ی بعضی رویدادهای مهم زندگی می‌نگریم، درمیابیم حضور مسی در زندگی‌مان خیلی زود سپری شد و به خط پایان رسید. دلیلش آن لذت بی‌همتایی بود که به ما می‌بخشید. با آنکه ۲۱ سال با مسی سر کردیم اما همچنان تشنه تماشای هنرنمایی‌هایش هستیم.

برای هر انسانی در هر نقطه‌ای از این جهانِ هستی، تماشای بازی او در کنار سختی‌ها و مشقت‌های روزمره‌ی زندگی، قوت قلبی بود که می‌توانست برای ساعت‌ها و روزها آن‌ها را به فراموشی بسپارد و لذتی سرشار و آرامشی درونی حس کند.

پس از بیست و یک سال آن مرفین، اثرات آن مُسَکنِ دَرد از بین رفته و جایگزینی هم با آن درجه و کیفیت برایش وجود ندارد. به گمانم به همین سبب است که ژوزه مورینیو زیر پست مسی کامنت می‌گذارد. «به خاطر یک دوران فوق‌العاده و فراموش‌نشدنی در تیم ملی بهت تبریک می‌گویم. کوپا آمریکا و جام جهانی بعدی [دیگر مثل قبل] نخواهند بود.»
مورینیو قبلاً هم گفته بود: «مسی وقتی خداحافظی کند همه [گریه] خواهیم کرد.»

سلیا، مادر لیونل مسی گفته بود: «هنوز هم گریه می‌کنم. با اینکه می‌دانستیم این اتفاق خواهد افتاد…»چه کسی برای بدرود پادشاه گریه نمی‌کند؟! پادشاهی از جنس خوبان. که به جای کشورگشایی، سلطه‌گری، خودخواهی و ستمگری، کمک و صلح و اشتغال و همزیستی و شادی و هیجان و عشق و دوستی روی زمین بنا نهاد و به جهان عرضه کرد.
از خدا ممنونیم که تو را آفرید لیونل.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *