سفال تیکتیکویی بشرویه با پیشینهای حدود ۴۲۰ سال، یکی از جلوههای کمتر شناختهشده سفالگری این منطقه در دوره صفوی است؛ هنری که سالهاست تولید آن متوقف شده اما میتواند با پژوهش، آموزش و حمایت دوباره احیا شود.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «خاورستان»، بشرویه را اگر تنها با خانههای تاریخی، بادگیرها و بافت کهن آن بشناسیم، بخش مهمی از هویت این شهرستان را نادیده گرفتهایم؛ چراکه در پس دیوارهای خشتی و کوچههای تاریخی این شهر، مجموعهای از هنرها و مهارتهای بومی شکل گرفته که هرکدام بخشی از روایت زندگی مردم این سرزمین را در خود جای دادهاند.
در میان این میراث کمترشناختهشده، سفال تیکتیکویی جایگاه ویژهای دارد؛ هنری که براساس پژوهشهای میدانی و مطالعات تخصصی، پیشینه آن در بشرویه به حدود ۴۲۰ سال قبل و دوره صفوی بازمیگردد؛ اما امروز دیگر صدای چرخ سفالگری و ابزار نقشاندازی این هنر در کارگاههای بشرویه شنیده نمیشود.
هنری که از خاک، روایت ساخت
سفالگری یکی از قدیمیترین هنرها و صنایع بشر است؛ هنری که از نیازهای ابتدایی انسان برای ساخت ظروف و ابزار آغاز شد و به مرور به عرصهای برای بروز ذوق، خلاقیت و هویت فرهنگی جوامع تبدیل شد.
سفال به دلیل ماندگاری بالا، امروز یکی از منابع مهم شناخت گذشته جوامع انسانی به شمار میرود. باستانشناسان و پژوهشگران از ویژگیهای سفالینهها، شیوه ساخت، فرم، نقش و تزئینات آنها برای شناخت دورههای تاریخی و بررسی ارتباط فرهنگی میان جوامع استفاده میکنند.
در ایران نیز سفالگری در دورههای مختلف تاریخی مسیرهای متفاوتی را طی کرده و هر منطقه متناسب با شرایط فرهنگی، جغرافیایی و اجتماعی خود، شیوههایی ویژه را شکل داده است. بشرویه نیز از این قاعده مستثنی نبوده و سفال تیکتیکویی را میتوان یکی از جلوههای بومی و کمترشناختهشده این میراث دانست.
تیکتیکویی چگونه ساخته میشد؟
سید امیر سلیمانیرباطی، مسئول میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی بشرویه، با اشاره به پیشینه این هنر میگوید: براساس پژوهشهای میدانی و مطالعات تخصصی، پیشینه تولید سفال تیکتیکویی در بشرویه به دوره صفوی بازمیگردد.
به گفته وی، این نوع سفال با ایجاد نقشهای هندسی، گیاهی و حیوانی روی بدنه شکل میگرفته است.
فرآیند ساخت نیز ویژگی خاص خود را داشته است؛ پس از فرمدهی سفال، پیش از آنکه بدنه به طور کامل خشک شود، هنرمند با استفاده از یک شیء نوکتیز، نقش مورد نظر را روی سطح نمناک سفال ایجاد یا تراش میداده و پس از آن قطعه برای پخت به کوره منتقل میشده است.
همین شیوه نقشاندازی، بخشی از ویژگی متمایزکننده این هنر بوده و میتواند در صورت انجام مطالعات دقیق، مبنایی برای بازسازی روش تولید و آموزش آن به نسل جدید باشد.

هنری که استادکارانش دیگر نیستند
اما امروز این هنر در بشرویه تولید نمیشود و نسل استادکارانی که این شیوه را به صورت سنتی اجرا میکردند نیز از میان رفتهاند؛ مسئلهای که احیای سفال تیکتیکویی را به کاری پژوهشی و تخصصی تبدیل کرده است.
سلیمانیرباطی معتقد است اگرچه هنرمندان نسل گذشته این هنر دیگر در قید حیات نیستند، اما این به معنای پایان راه نیست و میتوان با بهرهگیری از ظرفیت پژوهشگران، بررسی نمونههای باقیمانده و همکاری هنرمندان سفالگر، شیوه تولید آن را بازپروری و احیا کرد.
این رویکرد با تجربه بشرویه در احیای برخی رشتههای صنایعدستی نیز همخوانی دارد؛ شهرستانی که طی سالهای اخیر تلاشهایی برای زنده کردن هنرهای سنتی و تبدیل خانههای تاریخی به محل آموزش، تولید و عرضه صنایعدستی داشته است. برای نمونه، یکی از خانههای تاریخی بشرویه به مرکزی برای آموزش، تولید و فروش صنایعدستی تبدیل شده و زمینه اشتغال شمار قابلتوجهی از زنان هنرمند را فراهم کرده است.
از میراث خاموش تا اقتصاد خلاق
احیای سفال تیکتیکویی تنها بازگرداندن یک روش قدیمی ساخت سفال نیست؛ اگر این فرآیند با مطالعه علمی، آموزش اصولی و طراحی محصول متناسب با نیاز امروز همراه شود، میتواند به الگویی برای پیوند میراثفرهنگی، صنایعدستی و اقتصاد خلاق تبدیل شود.
سلیمانیرباطی با اشاره به ظرفیت این هنر گفت : با توجه به خاص و منحصربهفرد بودن سفال تیکتیکویی در محدوده جغرافیایی بشرویه، تأمین اعتبار برای انجام مطالعات، بازسازی شیوه تولید و آموزش این هنر میتواند گامی مؤثر در مسیر احیای آن باشد.
به گفته وی، احیای این هنر علاوه بر حفظ بخشی از هویت فرهنگی و هنری بشرویه، میتواند در معرفی زوایای کمترشناختهشده هنرهای مردمی منطقه نیز مؤثر باشد.
بشرویه و تجربه احیای هنرهای فراموششده
بشرویه پیش از این نیز تجربه احیای برخی رشتههای سنتی را داشته است. در سالهای گذشته درباره هنرهایی همچون برکبافی، که از رشتههای شناختهشده و تاریخی بشرویه محسوب میشود، تلاشهایی برای بازگرداندن این هنر به چرخه تولید انجام شده است. بر اساس گزارشهای منتشرشده، برکبافی در بشرویه سابقهای تاریخی داشته و احیای آن پس از سالها فراموشی دنبال شده است.
این تجربه نشان میدهد احیای یک هنر منسوخشده اگر با مستندسازی، شناسایی شیوه تولید، آموزش نسل جدید و ایجاد بازار فروش همراه باشد، میتواند از یک پروژه فقط فرهنگی فراتر رفته و به فعالیتی اقتصادی تبدیل شود.
فرصتی برای جوانان بشرویه
یکی از مهمترین مزیتهای احیای سفال تیکتیکویی، امکان ورود نسل جوان به این عرصه است. سفالگری برخلاف برخی هنرهای پیچیده و پرهزینه، قابلیت آموزش، توسعه کارگاهی و تولید محصولات متنوع را دارد و میتواند با نیازهای بازار امروز نیز پیوند بخورد.
ظروف کاربردی، اشیای تزئینی، محصولات دکوراتیو، سوغات فرهنگی و حتی محصولات ویژه گردشگران میتوانند بخشی از بازار این هنر باشند؛ البته به شرط آنکه هویت اصلی سفال تیکتیکویی حفظ شود و محصولات جدید صرفاً نامی از این هنر تاریخی نداشته باشند.
در چنین شرایطی، گردشگری نیز میتواند به کمک این هنر بیاید. گردشگری فرهنگی امروز تنها بازدید از بناهای تاریخی نیست؛ گردشگر به دنبال تجربه، داستان و محصولی است که ریشه در همان مقصد داشته باشد. سفالی که در بشرویه ساخته میشود و نقش و شیوه تولید آن برگرفته از میراث همین منطقه است، میتواند بخشی از سوغات هویتی شهرستان باشد.
ضرورت مستندسازی پیش از آنکه دیر شود
یکی از چالشهای اصلی در مسیر احیای سفال تیکتیکویی، نبود استادکاران سنتی و توقف طولانیمدت تولید است. به همین دلیل، پیش از ورود به مرحله تولید انبوه، باید مطالعات تخصصی و مستندسازی با دقت انجام شود.
شناسایی نمونههای باقیمانده، بررسی مواد اولیه، شناخت خاک مناسب، مطالعه فرم ظروف، بررسی نوع کوره و شیوه پخت، مستندسازی نقوش و بررسی ابزار مورد استفاده در نقشاندازی، میتواند بخش مهمی از این فرآیند باشد.
پس از آن میتوان با همکاری پژوهشگران و سفالگران، نمونههای آزمایشی تولید و شیوهای آموزشی برای انتقال این مهارت به نسل جدید طراحی کرد.
میراثی که میتواند دوباره جان بگیرد
سفال تیکتیکویی امروز بیش از آنکه یک محصول آماده عرضه در بازار باشد، یک میراث در انتظار احیاست؛ میراثی که حدود ۴۲۰ سال از شکلگیری آن میگذرد و بخش مهمی از هویت هنری بشرویه را روایت میکند.
سلیمانیرباطی تأکید دارد که احیای این هنر تنها یک طرح برای بازگرداندن یک هنر منسوخشده نیست، بلکه میتواند زمینهای برای نشاندارسازی فرهنگی، توسعه صنایعدستی و ایجاد اشتغال برای جوانان باشد؛ بهویژه آنکه سفالگری همچنان از هنرهای مورد استقبال مردم است.
حالا نوبت آن است که این میراث از ویترین مطالعات و خاطرات تاریخی بیرون بیاید و دوباره به کارگاههای بشرویه بازگردد؛ البته نه با کپیسازی ساده از گذشته، بلکه با شناخت علمی ریشهها و پیوند دادن آن با نیازهای امروز.
سفال تیکتیکویی میتواند روایت تازهای از گذشته بشرویه باشد؛ روایتی که اینبار نه فقط در موزه، بلکه در دست مردم و در چرخه اقتصاد و گردشگری این شهرستان ادامه پیدا کند.
انتهای پیام





