نیروانا مهرآیین، پژوهشگر حقوق بین الملل در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «کعبه احرار یا قرارگاه جنگ روانی؟ روایت منتقدان از نقش ایران اینترنشنال در بحرانهای اخیر» نوشت:
با تشدید تنشهای سیاسی و امنیتی پیرامون ایران، بار دیگر نقش رسانههای فارسیزبان خارج از کشور به موضوعی بحثبرانگیز در فضای عمومی تبدیل شده است. در این میان، ایران اینترنشنال بیش از هر رسانه دیگری در مرکز توجه موافقان و مخالفان قرار دارد. اگر حامیان این شبکه آن را رسانهای برای بازتاب صداهای متفاوت و شکستن انحصار خبری میدانند، منتقدان تصویری کاملاً متفاوت ارائه میکنند؛ تصویری که در آن این رسانه نه یک نهاد خبری صرف، بلکه بخشی از یک عملیات گسترده جنگ شناختی و روانی علیه افکار عمومی ایران معرفی میشود.
منتقدان ایران اینترنشنال معتقدند در شرایط بحران، جنگها دیگر تنها در میدانهای نظامی رخ نمیدهند، بلکه بخش مهمی از نبرد در عرصه ادراک، افکار عمومی و فضای رسانهای جریان دارد. از نگاه آنان، پوشش اخبار جنگ ۱۲ روزه و تحولات پس از آن نشان داد که رسانهها میتوانند به اندازه موشکها و پهپادها در شکلدهی به فضای روانی جامعه تأثیرگذار باشند. در این چارچوب، مخالفان این شبکه ادعا میکنند که تمرکز گسترده بر اخبار منفی، برجستهسازی آسیبها و ناکامیها، انتشار مستمر اخبار فوری و ایجاد فضای اضطراب عمومی بخشی از الگویی است که هدف آن تأثیرگذاری بر روحیه اجتماعی و تضعیف احساس ثبات در جامعه است.
از منظر این منتقدان، ایران اینترنشنال در برخی مقاطع بحرانی تلاش کرده است تصویری از «فروپاشی قریبالوقوع»، «بحران فراگیر» یا «شکست راهبردی» ارائه دهد؛ تصویری که به باور آنها الزاماً با واقعیتهای میدانی منطبق نیست و بیشتر کارکرد روانی دارد. آنان معتقدند در جنگهای مدرن، القای احساس ناامنی، بزرگنمایی تهدیدها و ایجاد شکاف میان جامعه و حاکمیت از مهمترین اهداف عملیات رسانهای محسوب میشود و برخی برنامهها و تحلیلهای این شبکه را در همین چارچوب تفسیر میکنند.
منتقدان همچنین به استفاده گسترده از منابع ناشناس، تحلیلهای مبتنی بر گمانهزنی و انتشار اخبار تأییدنشده در برخی مقاطع اشاره میکنند. از دیدگاه آنان، سرعت در انتشار خبر گاهی بر دقت خبری غلبه پیدا میکند و این مسئله میتواند زمینهساز شکلگیری شایعات و افزایش التهاب اجتماعی شود. آنها معتقدند در شرایط جنگی و امنیتی، هر خبر منتشرشده میتواند پیامدهای روانی و سیاسی گستردهای داشته باشد و به همین دلیل رسانهها باید مسئولیتپذیری بیشتری در قبال صحت اطلاعات داشته باشند.
در ادبیات سیاسی مخالفان اینترنشنال، اصطلاحاتی مانند «قرارگاه رسانهای»، «بازوی جنگ شناختی» یا «اتاق عملیات روانی» به کرات دیده میشود. این طیف بر این باور است که هدف نهایی چنین رسانههایی صرفاً اطلاعرسانی نیست، بلکه اثرگذاری بر برداشت مخاطب از واقعیت است؛ بهگونهای که جامعه وضعیت کشور را بحرانیتر، آسیبپذیرتر و ناپایدارتر از آنچه هست تصور کند. از این منظر، جنگ روانی زمانی موفق تلقی میشود که بدون شلیک حتی یک گلوله، بر محاسبات ذهنی مردم و مسئولان اثر بگذارد.
با این حال، باید توجه داشت که این ارزیابیها عمدتاً دیدگاه منتقدان این رسانه است و حامیان ایران اینترنشنال این اتهامات را رد میکنند. آنها معتقدند پوشش انتقادی رویدادها و انتشار اخبار ناخوشایند لزوماً به معنای جنگ روانی نیست و رسانه موظف است روایتهای مختلف را بازتاب دهد، حتی اگر این روایتها با مواضع رسمی حکومت همسو نباشند.
با وجود این اختلاف دیدگاه، یک واقعیت کمتر مورد تردید قرار میگیرد: در عصر رسانههای دیجیتال، نبرد بر سر افکار عمومی به اندازه نبرد در میدان نظامی اهمیت یافته است. از همین رو، بحث بر سر نقش ایران اینترنشنال دیگر صرفاً بحثی درباره یک شبکه تلویزیونی نیست، بلکه بخشی از منازعه بزرگتر بر سر قدرت روایت، مدیریت ادراک عمومی و تأثیرگذاری بر ذهن مخاطبان در دوران جنگهای شناختی و رسانهای است. در چنین فضایی، هر رسانهای—چه داخلی و چه خارجی—نه فقط یک منتقلکننده خبر، بلکه بازیگری مؤثر در شکلدهی به برداشت عمومی از واقعیت تلقی میشود.
انتهای پیام




