آزاده رمضانی در سایت نوشدارو نوشت:
«تا به حال پیش آمده در میان جمعی از دوستان یا خانواده باشید، اما همچنان احساس تنهایی کنید؟ یا روزهایی را تجربه کردهاید که به دلیل مشغلههای زندگی، هفتهها با هیچ دوستی معاشرت نداشتهاید؟ این احساس تنهایی یا انزوای اجتماعی، یک حس زودگذر نیست؛ بلکه میتواند تأثیرات زیادی بر سلامت روان و جسم ما بگذارد.
پژوهش جدیدی که با همکاری دانشگاههای معتبر «بریستول» و «آکسفورد» انجام شده، نشان میدهد افرادی که احساس تنهایی میکنند، بسیار بیشتر از دیگران در معرض بیماریهای سلامت روان و افت کیفیت زندگی قرار دارند.
تفاوت احساس تنهایی و انزوای اجتماعی
پژوهشگران در این بررسی میان دو مفهوم مهم تفاوت قائل شدهاند: «تنهایی» که به کیفیت روابط اجتماعی فرد و احساس درونی او برمیگردد و «انزوای اجتماعی» که صرفاً نشاندهندهی تعداد و کمیت ارتباطات فرد است. نتایج نشان میدهد که هر دو وضعیت با افت سلامت روان و کاهش رفاه کلی در ارتباط هستند، اما احساس تنهایی ارتباطی مستقیمی با سلامت عمومی و بروز همزمان چندین مشکل دارد.
این مطالعه شواهد روشنی دربارهی تأثیر تنهایی بر بروز یک بیماری جسمی خاص پیدا نکرده است، اما پژوهشگران تأکید میکنند که نمیتوان احتمال بروز این آسیبها را نادیده گرفت.
یافتهها نشان میدهد که تنهایی و احتمالاً انزوای اجتماعی، همچنان از دغدغههای سلامت عمومیاند. حمایت از کسانی که احساس تنهایی یا انزوا میکنند، به بهبود سلامت روان و سلامت کلی آنها کمک خواهد کرد.
هرچند ارتباط میان تنهایی و افت سلامت روان بدیهی به نظر میرسد، اما این موضوع مدتها در پژوهشهای علمی نادیده گرفته شده بود و اکنون باید برای آن راهحلهای مؤثری پیدا کرد.
چه کسانی بیشتر در معرض خطرند؟
هدف اصلی این مطالعه، افراد میانسال و سالمند بودهاند؛ بنابراین هنوز مشخص نیست که آیا جوانان نیز الگوهای افت سلامت مشابهی را تجربه میکنند یا خیر. همچنین، پژوهشگران تنهایی را فقط در یک مقطع زمانی مشخص سنجیدهاند و تأثیر تنهایی مزمن و طولانیمدت هنوز نیازمند بررسیهای بیشتر است.
با وجود این محدودیتها، پیامدهای تنهایی برای سلامت عمومی بسیار جدی است.
مهمترین یافتههای این پژوهش
احساس تنهایی مستقیماً با کاهش سلامت روان و افت کیفیت زندگی در ارتباط است.
انزوای اجتماعی (نداشتن ارتباطات کافی) نیز میتواند به همان اندازه به سلامت آسیب برساند.
تأثیرات منفیِ تنهایی، به مشکلات روحی محدود نمیشود و میتواند زمینهساز مشکلات جسمی نیز باشد.
برای درک بهتر تأثیر تنهایی بر نوجوانان و جوانان، به پژوهشهای بیشتری نیاز است.
تنهایی و امنیت دیجیتال در جهان امروز
بسیاری از ما از نظر آماری هرگز اینقدر «متصل» نبودهایم: صدها مخاطب در پیامرسانها، عضویت در دهها گروه و فیدی که هیچوقت به انتها نمیرسد. اما هیچکدام از این اعداد لزوماً به گفتوگویی ختم نمیشود که در آن کسی واقعاً حال ما را بپرسد.
به بیان دیگر، فضای آنلاین میتواند شاخص «انزوای اجتماعی» را بهشکل چشمگیری بهبود دهد، بیآنکه کوچکترین تاثیری بر احساس تنهایی بگذارد.
این موضوع چه ربطی به امنیت دیجیتال دارد؟ کسی که هفتههاست گفتوگوی صمیمانهای نداشته، در برابر غریبهای که ناگهان در پیامرسان یا شبکهی اجتماعی توجه، همدلی و وقت بیدریغ نشان میدهد، آسیبپذیرتر است.
کلاهبرداران عاطفی، حسابهای دروغینی که خود را «دوست» جا میزنند و گروههایی که با وعدهی تعلق و همراهی افراد را جذب میکنند، همگی روی همین شکاف کار میکنند: نیاز انسانی به دیدهشدن و روابط اجتماعی.
دقیقاً به همین دلیل، مراقبت از پیوندهای واقعی اطرافیانمان (بهویژه سالمندان خانواده) در عمل یکی از مؤثرترین لایههای محافظت در برابر کلاهبرداری و فریب آنلاین هم هست.
برای مراقبت از خود و اطرافیانمان چه کار کنیم؟
فرق انزوا و تنهایی را بشناسید: احساس تنهایی لزوماً به معنای تنها بودن فیزیکی نیست. یک فرد ممکن است دوستان متعددی داشته باشد یا مدام در جمعها حضور پیدا کند، اما همچنان از درون تنهایی عمیقی را تجربه کند. برای ارزیابی وضعیت خود یا اطرافیان، به یاد داشته باشید که کیفیت روابط اجتماعی، عمق ارتباطات و احساس درونی افراد، بسیار مهمتر از تعداد دوستان یا حضور فیزیکی در میان دیگران است.
مراقب میانسالان و سالمندان باشید: گروه سنی میانسال و سالمند به طور ویژه در معرض آسیبهای ناشی از انزوا و تنهایی قرار دارند. برای پیشگیری از بروز احساس تنهایی در سالمندان خانواده، گهگاه سر زدن کافی نیست. برقراری تماسهای منظم، اختصاص دادن زمان برای گفتوگوهای صمیمانه، و مهمتر از همه، مشارکت دادن آنها در تصمیمگیریها باعث میشود احساس ارزشمندی و تعلق خاطر در آنها تقویت شود.
افت سلامت عمومی را جدی بگیرید: ارتباط مستقیمی میان سلامت روان و وضعیت جسمانی وجود دارد. اگر شما یا نزدیکانتان درگیر احساس تنهایی هستید و همزمان با افت سلامت عمومی یا بروز مشکلات فیزیکی روبهرو شدهاید، احتمال ارتباط میان این دو موضوع بسیار بالا است. در این شرایط، ریشهیابی مشکلات جسمی کافی نیست؛ وضعیت سلامت روان و کیفیت روابط اجتماعی نیز نیازمند توجه جدی و در صورت نیاز، دریافت حمایت تخصصی از سوی مشاور یا روانپزشک است.»
انتهای پیام





