
ترجمه از سید سراج میردامادی
اشاره به قلم مترجم: روزنامه القدس العربی چاپ لندن که به گرایش پان عربی شهرت دارد با انتشار تحلیلی بررسی آخرین تحولات در غزه و ارزیابی روند صلح در این باریکه و نقش حماس پرداخته است که خلاصه ی مقاله از بازنشر فرانسوی آن به نقل از هفته نامه فرانسوی کوریه انترناسیونال ذیلا تقدیم می شود.
عنوان مقاله ” حماس عقبنشینی میکند، اما تسلیم نمیشود” است و سوتیتر مقاله نوشته شده است ;حماس سرانجام با اصل خلع سلاح خود و واگذاری اداره نوار غزه موافقت کرده است؛ البته به شرط آنکه همچنان نقش سیاسی خود را حفظ کند. با این حال، به نوشته این مقاله که پیش از رد طرح صلح از سوی اسرائیل نوشته شده، بنیامین نتانیاهو خواستههای بسیار بیشتری دارد.
*****
حماس با اصل خلع سلاح خود در ازای خروج تدریجی ارتش اسرائیل از نوار غزه موافقت کرده است. این گروه در واقع با نقشه راهی موافقت کرده که قرار است زمینه را برای ورود به مرحله بعدی توافق آتشبس [اکتبر ۲۰۲۵] فراهم کند.
بر اساس این نقشه راه، اداره غزه به گروهی از تکنوکراتهای فلسطینی واگذار خواهد شد و یک نیروی پلیس محلی نیز در این منطقه تشکیل میشود؛ همه این اقدامات با حمایت نیروهای بینالمللی حافظ ثبات انجام خواهد گرفت.
در نتیجه، حماس باید سلاحهای سنگین خود را کنار بگذارد، با برچیده شدن مراکز تولید و انبار تسلیحاتش موافقت کند و نقشه شبکه تونلهای خود را نیز در اختیار طرفهای مربوط قرار دهد.
نیروهای اشغالگر
البته این به آن معنا نیست که حماس قرار است بلافاصله و برای همیشه خلع سلاح شود. آنچه در نظر گرفته شده، بیشتر جمعآوری سلاحها و نگهداری آنها در انبارهایی تحت کنترل فلسطینیهاست، بدون آنکه فعلاً درباره سرنوشت نهایی این سلاحها تصمیمگیری شود.
به گفته برخی منابع فلسطینی، این ترتیبات احتمالاً بیش از همه شامل سلاحهای سنگین خواهد شد و نه سلاحهای انفرادی.
از سوی دیگر، اجرای روند خلع سلاح نیز به پایان عملیات نظامی اسرائیل و خروج نیروهای اشغالگر از غزه مشروط شده است.
با این همه، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، از پیش و در ۳۱ ژوئیه مدعی شده بود که به یک موفقیت «تاریخی» دست یافته است؛ موفقیتی که میتواند آغاز روند بازسازی غزه را ممکن کند.
اما اولویتهای آمریکا با اولویتهای دولت بنیامین نتانیاهو در اسرائیل یکسان نیست. نتانیاهو همچنان بر خلع سلاح کامل حماس اصرار دارد و حاضر نیست این امر را به خروج نیروهای اسرائیلی مشروط کند.
این موضع نشان میدهد که اسرائیل قصد دارد کنترل مستقیم نظامی خود بر نوار غزه را حفظ کند و اجازه شکلگیری هیچ چشمانداز سیاسی در این منطقه را ندهد.
از همین رو، اسرائیل با سه بخش اساسی طرح مخالفت کرده است:
نخست، با این ایده که سلاحهای حماس به جای نابودی، جمعآوری و انبار شوند.
دوم، با مشارکت قطر و ترکیه دو کشوری که بهتدریج مواضعی خصمانهتر نسبت به اسرائیل گرفتهاند و به نزدیکی با حماس در سازوکار نظارت و کنترل متهم هستند.
سوم، با ممنوعیت اقدام آزادانه ارتش اسرائیل در مناطقی که قرار است تحت اداره کمیتهای از تکنوکراتهای فلسطینی قرار گیرند؛ کمیتهای که از حمایت نیروهای بینالمللی و پلیس فلسطینی برخوردار خواهد بود.
واکنشهای دوگانه
واکنشها به این توافق چندان یکدست نبوده است. در سطح بینالمللی و در میان کشورهای عربی، این توافق فرصتی برای پایان دادن به کشتار گسترده مردم غزه، ازسرگیری ارسال کمکهای بشردوستانه، آغاز بازسازی و بازگرداندن نوعی اداره فلسطینی به این منطقه تلقی میشود.
اما در میان فلسطینیها، بسیاری از حماس انتقاد میکنند که چرا اکنون با چیزی موافقت کرده که مدتها از پذیرش آن خودداری میکرد.
گروهی دیگر نیز از این ناراضیاند که حماس مذاکرات را یک موفقیت برای خود معرفی میکند، در حالی که این توافق عملاً به معنای خلع سلاح و کنار رفتن این گروه از قدرت است.
با این حال، یک تغییر مهم در موضع حماس آشکار است: این گروه دیگر برای حفظ قدرت و سلاحهای خود نمیجنگد، بلکه حاضر شده برای حفظ امکان ادامه حضور سیاسیاش در غزه مذاکره کند.
این تغییر موضع را میتوان تا حدی ناشی از این واقعیت دانست که اداره نوار غزه روزبهروز به باری سنگین برای حماس تبدیل شده و این گروه مایل است از این بار رها شود.
جنون نژادپرستانه
از سوی دیگر، باید به نقش محمد دحلان نیز توجه کرد؛ مخالف جنجالی فتح، حزب محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین و مخالف حماس، که در امارات متحده عربی زندگی میکند و گفته میشود به محمد بن زاید، حاکم قدرتمند ابوظبی، نزدیک است.
گفته میشود دحلان نیز نقشی اساسی در این روند داشته و حماس را متقاعد کرده است که خلع سلاح تنها راهی است که از طریق آن میتواند نقش سیاسی خود را در غزه حفظ کند.
اگر این گزارشها درست باشد، به این معناست که امارات متحده عربی میکوشد از طریق دحلان نفوذ خود را در غزه افزایش دهد؛ شخصیتی که شبکه گستردهای از ارتباطات در آمریکا، کشورهای عربی و خود نوار غزه دارد.
این توافق هنوز چشمانداز روشنی برای آینده غزه ترسیم نمیکند. اما فلسطینیها را با پرسشهای اساسی و سرنوشتسازی روبهرو میکند:
چه کسی تصمیمگیرنده خواهد بود؟ چه کسی بر انبارهای سلاح نظارت خواهد کرد؟ چه کسی تضمین خواهد کرد که نیروهای اسرائیلی از غزه خارج شوند؟ و چه کسی مسئول بازسازی این منطقه خواهد بود؟
با توجه به آنچه نویسنده «جنون نژادپرستانه افسارگسیخته» ائتلاف حاکم در اسرائیل مینامد، اکنون باید به همین توافق هرچند شکننده به چشم فرصتی نگریست تا این سازوکارها بتوانند به منطق رویارویی نظامی پایان دهند.
و در نهایت، از منظر تاریخی، اهمیت تغییر موضع حماس را باید با توجه به توانایی این گروه برای پیوند دادن خود با مبارزه در راه آرمان فلسطین سنجید؛ نه از طریق ادعای انحصار این مبارزه، بلکه در کنار مردم فلسطین، نهادهای فلسطینی و دیگر نیروهای سیاسی این کشور، و همچنین با بهرهگیری از حمایت افکار عمومی جهان، تا مسئله فلسطین بار دیگر در کانون توجه جامعه جهانی قرار گیرد.
انتهای پیام





