آیا هوش مصنوعی می‌تواند دینی باشد؟

سایت دین‌آنلاین نوشت:

«هوش مصنوعی دیگر صرفاً ابزاری برای جست‌وجوی اطلاعات، تولید متن یا انجام امور روزمره نیست. این فناوری به حوزه‌هایی وارد شده که پیش‌تر در انحصار روابط انسانی، نهادهای اجتماعی و مراجع سنتی بود؛ از جمله حوزه دین و معنویت. اکنون بخشی از مردم برای پرسش‌های مربوط به ایمان، اخلاق، معنای زندگی و حتی مسائل مذهبی به چت‌بات‌ها مراجعه می‌کنند و همزمان نهادهای دینی می‌کوشند خود را با این فناوری سازگار کنند و بر نحوه پاسخ‌گویی آن به پرسش‌های دینی اثر بگذارند.

اکونومیست در گزارشی با عنوان «هوش مصنوعی در حال تغییر دین است و ادیان در تلاش‌اند هوش مصنوعی را تغییر دهند» به همین رابطه دوسویه پرداخته است. پرسش محوری گزارش این است که آیا چت‌بات‌ها در آینده جای مشورت با کشیشان و امامان را خواهند گرفت یا می‌توانند به ابزاری برای گسترش پیام دینی تبدیل شوند؟

هوش مصنوعی وارد قلمرو دین شده است
تا همین چند سال پیش، تصور اینکه فردی برای پرسیدن یک پرسش اعتقادی یا اخلاقی به یک ماشین گفت‌وگویی مراجعه کند، چندان جدی گرفته نمی‌شد. اما گسترش مدل‌های زبانی بزرگ، وضعیت را تغییر داده است.

چت‌بات‌ها می‌توانند در چند ثانیه به پرسش‌هایی درباره ادیان، متون مقدس، احکام، تاریخ ادیان و مسائل اخلاقی پاسخ دهند. مهم‌تر اینکه برخلاف موتورهای جست‌وجوی سنتی، این سیستم‌ها می‌توانند با کاربر وارد گفت‌وگویی چندمرحله‌ای شوند و پاسخ خود را بر اساس پرسش‌های بعدی او تغییر دهند.

همین ویژگی باعث شده است که هوش مصنوعی به تدریج وارد قلمرویی شود که پیش‌تر بیشتر در اختیار روحانی، کشیش، استاد دینی، خانواده و جامعه مذهبی بود.

گزارش اکونومیست نیز مسئله را از همین زاویه مطرح می‌کند: آیا چت‌بات‌ها در آینده رقیب مراجع سنتی برای مشاوره دینی خواهند شد یا اینکه خودِ همین نهادها از آنها برای گسترش پیام دینی استفاده خواهند کرد؟

چرا مردم از هوش مصنوعی درباره دین می‌پرسند؟
یکی از جذابیت‌های هوش مصنوعی برای کاربران، دسترسی دائمی و بدون قضاوت به آن است.

یک فرد می‌تواند پرسشی درباره ایمان، تردید دینی، گناه، مرگ یا معنای زندگی را بدون آنکه نگران واکنش مخاطب انسانی باشد با یک چت‌بات در میان بگذارد. این ویژگی در موضوعات حساسی که افراد ممکن است حتی از طرح آنها با نزدیکان یا روحانیان خود پرهیز کنند، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

از سوی دیگر، چت‌بات‌ها می‌توانند به حجم عظیمی از متون دسترسی داشته باشند و در زمانی بسیار کوتاه میان منابع مختلف جست‌وجو کنند.

اما همین مزیت، پرسش مهمی را ایجاد می‌کند: آیا پاسخ دادن به یک پرسش دینی با بازیابی و ترکیب اطلاعات، همان چیزی است که انسان از یک مرجع دینی انتظار دارد؟

پاسخ به این پرسش چندان ساده نیست؛ زیرا در بسیاری از سنت‌های دینی، راهنمایی دینی فقط انتقال اطلاعات نیست، بلکه با تجربه، تشخیص موقعیت، رابطه انسانی، سنت تفسیری و مسئولیت اخلاقی نیز پیوند دارد.

از «پاسخ دینی» تا «مشاوره دینی»
تفاوت مهم میان یک موتور هوش مصنوعی و یک روحانی یا رهبر دینی در این است که پاسخ دینی در بسیاری از سنت‌ها صرفاً یک گزاره اطلاعاتی محسوب نمی‌شود.

فردی که از روحانی درباره یک مسئله اخلاقی یا اعتقادی سؤال می‌کند، ممکن است در واقع به دنبال تفسیر، همدلی، تشخیص موقعیت و همراهی باشد.

هوش مصنوعی می‌تواند متنی منسجم و حتی بسیار قانع‌کننده تولید کند، اما این پرسش همچنان باقی است که آیا می‌توان آن را صاحب اقتدار دینی دانست؟

اینجاست که مسئله از «توانایی هوش مصنوعی» به «مشروعیت هوش مصنوعی» منتقل می‌شود.

ممکن است یک مدل زبانی بتواند درباره اسلام، مسیحیت، یهودیت یا بودیسم اطلاعات فراوانی ارائه دهد؛ اما این امر به خودی خود به معنای آن نیست که یک جامعه دینی، پاسخ آن را معتبر یا واجد حجیت دینی بداند.

نگرانی روحانیان؛ وقتی ماشین جای مرجع انسانی را می‌گیرد
به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های رهبران دینی این است که هوش مصنوعی به تدریج جایگزین رابطه انسانی در حوزه دین شود.

اکونومیست نیز این پرسش را در مرکز گزارش خود قرار داده است که آیا چت‌بات‌ها قرار است جای توصیه و راهنمایی امامان و کشیشان را بگیرند یا به آنها در گسترش پیام دینی کمک کنند؟

اگر پاسخ یک چت‌بات درباره یک مسئله دینی برای میلیون‌ها نفر از پاسخ یک روحانی قابل دسترس‌تر، سریع‌تر و شخصی‌تر باشد، رابطه سنتی میان مؤمن و مرجع دینی ممکن است دستخوش تغییر شود.

در این صورت، مسئله فقط فناوری نیست؛ بلکه با تغییر ساختار اقتدار دینی مواجه خواهیم بود.

ادیان فقط نگران هوش مصنوعی نیستند؛ می‌خواهند آن را شکل دهند
اما نیمه دیگر ماجرا مهم‌تر است.

رابطه دین و هوش مصنوعی یک رابطه یک‌طرفه نیست. همان‌طور که هوش مصنوعی می‌تواند شیوه دینداری و دریافت اطلاعات دینی را تغییر دهد، نهادهای دینی نیز می‌کوشند بر نحوه طراحی و استفاده از این فناوری تأثیر بگذارند.

اکونومیست در معرفی گزارش خود دقیقاً بر همین نکته تأکید می‌کند: گروه‌های دینی همزمان در تلاش‌اند مدل‌های هوش مصنوعی را شکل دهند و بر شیوه‌ای که مؤمنان از این فناوری استفاده می‌کنند اثر بگذارند.

این رویکرد به معنای آن است که دین نمی‌خواهد صرفاً مصرف‌کننده فناوری باشد؛ بلکه می‌خواهد در تعیین محتوای فناوری و ارزش‌هایی که در آن بازتاب پیدا می‌کنند نیز سهم داشته باشد.

تولد «هوش مصنوعی دینی»
یکی از نشانه‌های این روند، شکل‌گیری ابزارهای اختصاصی دینی است.

در جهان مسیحی، برای نمونه، پروژه‌هایی شکل گرفته‌اند که هدفشان ایجاد ابزارهای هوش مصنوعی مبتنی بر متون و آموزه‌های کلیسایی است. Magisterium AI نمونه‌ای از این روند است که خود را موتور پاسخ‌گویی مبتنی بر اسناد و آموزه‌های کلیسای کاتولیک معرفی می‌کند و اعلام کرده است که به هزاران سند کلیسایی و آثار الهیاتی و فلسفی متکی است.

در چنین پروژه‌هایی، مسئله فقط این نیست که هوش مصنوعی «درباره دین» پاسخ بدهد؛ هدف این است که پاسخ‌ها از درون یک سنت دینی مشخص تولید شوند.

این تفاوت مهمی است.

یک مدل عمومی هوش مصنوعی ممکن است درباره مسیحیت، اسلام یا یهودیت بر اساس مجموعه عظیمی از داده‌های اینترنتی پاسخ دهد. اما یک هوش مصنوعی دینی تلاش می‌کند دامنه منابع خود را به متون و منابع مورد تأیید یک سنت مشخص محدود کند.

رقابت بر سر داده‌های دینی
در اینجا یک مسئله مهم دیگر مطرح می‌شود: چه کسی تعیین می‌کند که هوش مصنوعی درباره دین چه چیزی بداند؟

اگر یک مدل زبانی با مجموعه عظیمی از منابع اینترنتی آموزش دیده باشد، تصویر آن از یک دین ممکن است ترکیبی از متون مقدس، تحقیقات دانشگاهی، منابع عمومی، شبکه‌های اجتماعی، نقدهای مخالفان و روایت‌های عامه‌پسند باشد.

اما یک نهاد دینی ممکن است بخواهد منابع دیگری را در اولویت قرار دهد.

به همین دلیل، رقابت آینده فقط بر سر ساخت مدل‌های قدرتمندتر نیست؛ بلکه بر سر داده، منبع، تفسیر و ارزش‌ها نیز خواهد بود.

این همان نقطه‌ای است که بحث هوش مصنوعی به بحث قدیمی‌تر درباره قدرت تولید و توزیع معرفت پیوند می‌خورد.

آیا هوش مصنوعی می‌تواند «دینی» باشد؟
پرسش پیچیده‌تر این است که وقتی از «هوش مصنوعی دینی» سخن می‌گوییم، دقیقاً چه چیزی دینی شده است؟

آیا کافی است یک مدل با کتاب مقدس، تفاسیر و متون الهیاتی آموزش داده شود؟

یا باید ارزش‌های یک سنت دینی در طراحی و پاسخ‌گویی آن نیز لحاظ شود؟

و آیا می‌توان سیستمی ساخت که نه فقط اطلاعات یک دین، بلکه منطق درونی آن سنت را در پاسخ‌های خود بازتاب دهد؟

پروژه‌هایی مانند Magisterium AI نشان می‌دهند که دست‌کم بخشی از نهادهای دینی در حال حرکت به سمت پاسخ مثبت به این پرسش هستند. این پروژه خود را ابزاری معرفی می‌کند که پاسخ‌هایش را بر اسناد و آموزه‌های کلیسایی استوار می‌کند و حتی در حال توسعه یک مدل زبانی تخصصی برای آموزه‌های کاتولیکی است.

خطر دیگر؛ وقتی چت‌بات به «مرجع دینی» تبدیل می‌شود
اما هرچه استفاده از هوش مصنوعی برای پرسش‌های دینی بیشتر شود، خطر وابستگی نیز افزایش می‌یابد.

کاربر ممکن است به تدریج به جای مراجعه به چند منبع، یک چت‌بات را به عنوان مرجع اصلی خود انتخاب کند. مشکل اینجاست که مدل‌های زبانی ممکن است پاسخ‌هایی نادرست، ترکیبی یا ساختگی تولید کنند و در عین حال با لحنی کاملاً مطمئن سخن بگویند.

در حوزه دین، چنین خطایی می‌تواند پیامدهایی فراتر از یک اشتباه اطلاعاتی داشته باشد.

یک پاسخ نادرست درباره یک حکم، عقیده یا روایت تاریخی می‌تواند بر باور یا رفتار دینی فرد اثر بگذارد.

از همین رو، مسئله اعتماد در هوش مصنوعی دینی اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند.

مسئله سوگیری؛ کدام دین در هوش مصنوعی دیده می‌شود؟
هوش مصنوعی در خلأ فرهنگی تولید نشده است. مدل‌های زبانی از داده‌هایی تغذیه می‌شوند که خود بازتاب‌دهنده ساختارهای فرهنگی و زبانی جهان هستند.

این موضوع برای ادیان اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا برخی سنت‌های دینی در فضای دیجیتال، منابع بسیار بیشتری نسبت به برخی دیگر دارند.

در نتیجه ممکن است یک مدل هوش مصنوعی درباره یک دین اطلاعات گسترده‌ای داشته باشد و درباره دینی دیگر پاسخ‌های ناقص‌تر یا کلیشه‌ای ارائه کند.

این مسئله زمانی جدی‌تر می‌شود که کاربر تصور کند پاسخ هوش مصنوعی «بی‌طرف» است.

در واقع، انتخاب داده‌های آموزشی، نحوه تنظیم مدل و معیارهای ارزیابی، همگی می‌توانند بر تصویری که هوش مصنوعی از دین ارائه می‌دهد اثر بگذارند.

آیا هوش مصنوعی دین را سکولارتر می‌کند یا دینی‌تر؟
این پرسش شاید مهم‌ترین پرسش آینده باشد.

از یک سو، هوش مصنوعی می‌تواند دسترسی به متون دینی را آسان‌تر کند و به افراد امکان دهد با منابعی روبه‌رو شوند که پیش‌تر دسترسی به آنها دشوار بود.

از سوی دیگر، اگر کاربران به جای جامعه دینی و نهادهای مذهبی به الگوریتم مراجعه کنند، ممکن است نوعی فردی‌شدن دینداری تقویت شود.

در چنین وضعیتی، فرد می‌تواند پرسش خود را از یک ماشین بپرسد، پاسخ‌های مختلف را دریافت کند و حتی بدون وابستگی به یک نهاد دینی، تفسیر شخصی خود را شکل دهد.

در نتیجه، هوش مصنوعی ممکن است همزمان دو روند ظاهراً متضاد را تقویت کند: گسترش دسترسی به دین و فردی‌شدن تجربه دینی.

دین می‌خواهد الگوریتم را اخلاقی کند
دغدغه نهادهای دینی فقط محتوای پاسخ‌های هوش مصنوعی نیست. آنها همچنین می‌خواهند در بحث گسترده‌تر درباره اخلاق و جهت‌گیری این فناوری نقش داشته باشند.

در ماه‌های اخیر، فعالیت‌های مختلف کلیسای کاتولیک در حوزه هوش مصنوعی نیز نشان داده است که این نهاد تلاش دارد درباره موضوعاتی مانند شأن انسان، اخلاق فناوری، مسئولیت و آینده هوش مصنوعی موضع فعال داشته باشد.

از این منظر، دین می‌تواند از جایگاه «کاربر فناوری» فراتر برود و به یکی از بازیگران بحث درباره اینکه هوش مصنوعی چگونه باید طراحی و استفاده شود تبدیل شود.

آینده؛ رقابت انسان دینی و ماشین نیست
شاید بهتر باشد مسئله را به شکل «انسان در برابر ماشین» صورت‌بندی نکنیم.

مسئله اصلی احتمالاً شکل‌گیری رابطه‌ای تازه میان انسان، دین و الگوریتم است.

هوش مصنوعی می‌تواند به روحانیان، پژوهشگران و مؤسسات دینی در جست‌وجو، آموزش، ترجمه، دسترسی به منابع و ارتباط با مخاطبان کمک کند. همزمان می‌تواند به رقیبی برای برخی از کارکردهای سنتی آنها تبدیل شود.

بنابراین آینده دین در عصر هوش مصنوعی لزوماً آینده‌ای نیست که در آن ماشین جای روحانی را می‌گیرد؛ بلکه ممکن است آینده‌ای باشد که در آن روحانی، مؤمن و ماشین در یک شبکه ارتباطی جدید قرار می‌گیرند.

از «هوش مصنوعی و دین» تا «دین و طراحی هوش مصنوعی»
اهمیت گزارش اکونومیست در نهایت در همین تغییر زاویه نگاه است.

بحث درباره هوش مصنوعی و دین دیگر فقط این نیست که هوش مصنوعی چه تأثیری بر دین خواهد گذاشت. پرسش دوم نیز به همان اندازه اهمیت دارد: دین چگونه می‌تواند بر توسعه، طراحی و کاربرد هوش مصنوعی اثر بگذارد؟

اگر ادیان بتوانند در تولید داده‌های معتبر، طراحی ابزارهای تخصصی، آموزش کاربران و تعیین چارچوب‌های اخلاقی مشارکت کنند، ممکن است از یک فناوری وارداتی، به یکی از عرصه‌های تازه کنشگری دینی تبدیل شود.

اما اگر این اتفاق نیفتد، احتمال دارد کاربران دینی در آینده برای یافتن پاسخ پرسش‌های خود بیش از آنکه به نهادهای دینی مراجعه کنند، به الگوریتم‌ها مراجعه کنند.

در این صورت، مسئله فقط تغییر ابزار دریافت اطلاعات دینی نیست؛ ممکن است خودِ رابطه انسان با مرجعیت، سنت و معرفت دینی تغییر کند.

و شاید پرسش اساسی آینده همین باشد: در جهانی که ماشین می‌تواند درباره خدا، ایمان و اخلاق با انسان گفت‌وگو کند، چه کسی حق دارد پاسخ دینی معتبر بدهد؟

این محتوا به نقل از اکونومیست و با هوش مصنوعی توسعه یافته است.»

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *