عذرا کبورانی، فعال رسانهای، در یادداشتی نوشت:
درباره شیوه نقد رائفیپور؛ «توفیق داشتم اراجیف خانم مرزبان را ببینم»!
آقای رائفیپور، واقعاً «توفیق» چه ربطی به «اراجیف» دارد؟
«توفیق» یعنی موفق شدن به انجام کاری؛ کاری که برای آدم ارزشمند یا دستکم مایه خیر و فایده باشد. پس چطور میشود «اراجیف» را با «توفیق» همراه کرد؟
شما که به شما میگویند «استاد»، واقعاً این نوع ادبیات برازنده شماست؟
من شخصاً لزوماً سبک صحبت و ادبیات لاله مرزبان را تأیید نمیکنم و ممکن است با بخشی از حرفهایش موافق نباشم. اتفاقاً میشود درباره اظهارات او نقدهای جدی داشت؛ میشود پرسید آیا انتخاب چنین ادبیاتی برای چنین تریبونی درست بوده یا نه.
اما سؤال اصلی اینجاست: چرا نقد یک اظهارنظر باید حتماً به این حجم از حمله و تخریب برسد؟
بین نقد کردن یک حرف و تخریب کسی که آن حرف را زده، فاصله زیادی وجود دارد. اگر بخشی از صحبتهای مرزبان اشتباه است، دقیقاً بگویید کدام بخش و چرا. اگر تحلیلش نادرست است، استدلال کنید چرا نادرست است. اگر با موضعش مخالفید، به همان موضع پاسخ بدهید.
اما وقتی از همان ابتدا عباراتی مانند «اراجیف» و «وطنفروش» وارد بحث میشود، بخش مهمی از ماجرا دیگر نقدِ حرف نیست؛ حمله به شخص است.
اتفاقاً از کسی که عنوان «استاد» را یدک میکشد، انتظار میرود در مواجهه با دیدگاهی که قبول ندارد، به جای برچسبزنی، استدلال ارائه کند. «اراجیف» خواندن حرف طرف مقابل، سادهترین شکل مواجهه است؛ اما آیا قویترین شکل نقد هم هست؟
لاله مرزبان یک هنرمند است و مانند هر فرد دیگری میتواند اظهارنظری داشته باشد که عدهای با آن موافق و عدهای مخالف باشند. حتی اگر با حرف او درباره زنان و آزادی مخالف باشیم، این اختلاف نظر به خودی خود مجوز حمله شخصی نیست.
اتفاقاً حضور او در جشنواره ونیز و دریافت جایزه، یک اتفاق حرفهای و بینالمللی در کارنامه اوست. میتوان درباره اظهاراتش بحث کرد، میتوان از او توضیح خواست و حتی میتوان با استدلال با دیدگاهش مخالفت کرد؛ اما چرا باید تمام این بحث به تحقیر و زیر سؤال بردن شخصیت او تبدیل شود؟
مسئله دفاع از لاله مرزبان یا تأیید تمام حرفهای او نیست. مسئله این است که اگر قرار است نقدی صورت بگیرد، خودِ حرف باید موضوع نقد باشد، نه شخصیت گوینده.
میشود مخالف بود؛ حتی میشود بسیار صریح و جدی نقد کرد، بدون اینکه شأن و شخصیت طرف مقابل را هدف قرار داد.
به نظرم این شیوه، هم منصفانهتر است و هم بیشتر در شأن کسی است که خودش را «استاد» میداند.
انتهای پیام




