برای وحدت ملی یا علیه آن؟

محمد حسن رادمنش در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «برای وحدت ملی یا علیه آن؟ / یادداشتی بر اظهارات نادرست و نا به جای نماینده خبرگان» نوشت:

در روزهایی که کشور از یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ معاصر خود عبور می‌کند و بیش از هر زمان دیگری به همبستگی ملی،آرامش اجتماعی و همگرایی نیروهای سیاسی نیاز دارد، برخی اظهارات و روایت‌ها بیش از آنکه به تحکیم وحدت کمک کنند، پرسش‌هایی جدی درباره ضرورت و آثار خود بر جای می‌گذارند.

در همین چارچوب، بخشی از اظهارات و ادعاهای اخیر آیت الله حیدری نماینده خوزستان در خبرگان رهبری درباره جلسه انتخاب رهبر جدید، به‌ویژه آنجا که نام سید محمد خاتمی در کنار رئیس‌جمهور ایالات متحده قرار می‌گیرد و مخالفت یا نارضایتی این دو به عنوان معیاری برای مطلوب بودن یک گزینه معرفی می‌شود، محل تأمل جدی است.

فارغ از موافقت یا مخالفت با دیدگاه‌های سیاسی سید محمد خاتمی، نمی‌توان انکار کرد که او یکی از شناخته‌شده‌ترین، محبوب ترین چهره‌های سیاسی جمهوری اسلامی، رئیس‌جمهور پیشین کشور و همچنان برخوردار از جایگاه و پایگاه اجتماعی قابل توجهی در میان بخشی از جامعه ایران است. از همین رو این پرسش قابل طرح است که بر اساس چه منطق سیاسی، اخلاقی یا حتی مصلحت‌اندیشانه‌ای، نام یک رئیس‌جمهور سابق جمهوری اسلامی در کنار رئیس‌جمهور کشوری قرار داده می‌شود که سال‌ها سیاست فشار، تحریم و تقابل با ایران را دنبال کرده است؟

اگر میان آقای خاتمی و برخی جریان‌های سیاسی اختلاف نظر وجود دارد، آیا این اختلاف نظر مجوز آن است که وی در کنار دشمنان خارجی قرار گیرد؟ آیا هر منتقد یا رقیب سیاسی را می‌توان در کنار کسانی نشاند که آشکارا در پی اعمال فشار بر کشور بوده‌اند؟ چنین قیاسی نه تنها کمکی به اقناع افکار عمومی نمی‌کند، بلکه از سوی بسیاری از شهروندان به عنوان نسبتی ناروا، غیرمنصفانه و دور از مصلحت ملی تلقی خواهد شد.

اختلاف نظر سیاسی، واقعیتی طبیعی در هر جامعه زنده و پویاست. آنچه می‌تواند به انسجام ملی آسیب بزند، تبدیل این اختلاف‌نظرها به مرزبندی‌های حذفی و دوگانه‌سازی‌هایی است که ناخواسته بخشی از سرمایه اجتماعی کشور را در برابر بخش دیگری از آن قرار می‌دهد. تجربه سال‌های گذشته نیز نشان داده است که هیچ جامعه‌ای با تنگ‌تر کردن دایره نیروهای مؤثر و حذف نمادین چهره‌های مورد اقبال بخشی از افکار عمومی، به وحدت و همبستگی بیشتری دست نمی‌یابد.

رهبر انقلاب نیز در پیام اخیر خود به صراحت تأکید کردند که «لازم است تک‌تک جان‌فدایانی که دلشان برای اسلام، انقلاب و سربلندی ایران می‌تپد، بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و به هم پیوسته ملت اهتمام ورزند و اختلافات موجه و غیرموجه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملت باشند.»

با این معیار، پرسش اصلی این است که طرح چنین اظهاراتی چه نسبتی با این توصیه روشن دارد؟ آیا گره زدن یک اختلاف‌نظر سیاسی داخلی به دشمنی خارجی، در جهت تقویت انسجام ملی است یا ناخواسته به بازتولید شکاف‌هایی می‌انجامد که کشور در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری به عبور از آنها نیاز دارد؟

مهم‌تر آنکه اساسا بیان چنین سخنانی در این وانفسا چه ضرورتی دارد؟ این اظهارات دقیقاً کدام مسئله کشور را حل می‌کند؟ چه کمکی به تقویت اعتماد عمومی، افزایش سرمایه اجتماعی یا تحکیم وحدت ملی می‌رساند؟ و چرا باید در شرایطی که دشمنان مترصد بهره‌برداری از هر شکاف و اختلافی هستند، سخنانی بر زبان جاری شود که می‌تواند به سوءتفاهم‌ها و دوقطبی‌های غیرضروری دامن بزند؟

امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند آن هستیم که دایره «ایران» را گسترده‌تر ببینیم؛ دایره‌ای که در آن، با وجود همه تفاوت دیدگاه‌ها و سلیقه‌های سیاسی، همه کسانی که دل در گرو امنیت، استقلال، تمامیت ارضی و سربلندی این سرزمین دارند، در کنار یکدیگر قرار گیرند. هر سخن و رفتاری که این دایره را تنگ‌تر کند، هرچند با نیت خیر بیان شده باشد، شایسته تأمل و بازاندیشی است.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *