دکتر عرفان میرزازاده، پژوهشگر حقوق بین الملل در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «فوتبال و صلح؛ روایتی فراتر از نود دقیقه» نوشت:
گاهی فوتبال تنها یک بازی است؛ رقابتی میان دو تیم که با سوت داور آغاز میشود و نود دقیقه بعد به پایان میرسد. اما در برخی لحظات تاریخ، فوتبال از مرزهای ورزش فراتر میرود و به زبانی جهانی برای گفتوگو، همبستگی و حتی صلح تبدیل میشود. در چنین لحظاتی، نتیجه مسابقه اهمیت خود را از دست میدهد و آنچه در حافظه ملتها باقی میماند، پیامهایی است که فراتر از زمین بازی مخابره شدهاند؛ پیامهایی درباره احترام متقابل، امید، همزیستی و آیندهای کمتنشتر.
امروزه در بسیاری از مطالعات و گزارشهای بینالمللی، صلح دیگر صرفاً به معنای نبود جنگ تلقی نمیشود. صلح مفهومی گستردهتر است که امنیت اجتماعی، ثبات سیاسی، اعتماد عمومی، مشارکت مدنی، حاکمیت قانون و روابط سازنده میان ملتها را نیز در بر میگیرد. بر همین اساس، در سالهای اخیر تلاشهایی صورت گرفته است تا وضعیت کشورها نه فقط بر پایه قدرت نظامی یا اقتصادی، بلکه از منظر میزان برخورداری از امنیت، ثبات و انسجام اجتماعی نیز مورد ارزیابی قرار گیرد. حتی برخی ابتکارها با الهام از رقابتهای جام جهانی فوتبال، کشورها را بر اساس شاخصهای مرتبط با صلح و ثبات اجتماعی با یکدیگر مقایسه کردهاند؛ ابتکارهایی که نشان میدهند رقابت میان ملتها میتواند در مسیر صلح و توسعه نیز معنا پیدا کند.
با این حال، ارتباط فوتبال و صلح صرفاً در قالب گزارشها و شاخصها خلاصه نمیشود. تاریخ معاصر نمونههای متعددی را در خود جای داده است که نشان میدهد فوتبال در عمل نیز میتواند به ابزاری برای کاهش تنش، تقویت همبستگی و گسترش گفتوگو تبدیل شود.
یکی از شناختهشدهترین این نمونهها به جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه بازمیگردد؛ جایی که تیمهای ملی ایران و ایالات متحده آمریکا در شرایطی به مصاف یکدیگر رفتند که روابط سیاسی دو کشور سالها در وضعیت تنش قرار داشت. پیش از آغاز مسابقه، بازیکنان دو تیم با اهدای گلهای سفید، تبادل یادبود و ثبت تصویری مشترک، پیامی متفاوت از آنچه در عرصه سیاست جریان داشت به جهان مخابره کردند. در آن روز، فوتبال به بستری برای نمایش احترام متقابل و انسانیت تبدیل شد و نشان داد که حتی در میان اختلافات سیاسی نیز میتوان از دریچه ورزش به گفتوگو و تفاهم نگریست.
نمونه دیگری از این ظرفیت را میتوان در قهرمانی عراق در جام ملتهای آسیا ۲۰۰۷ مشاهده کرد. عراق در آن سالها با خشونت، ناامنی و شکافهای عمیق اجتماعی و سیاسی روبهرو بود. با این حال، موفقیت تیم ملی فوتبال این کشور موجی از شادی و همبستگی را در میان گروههای مختلف جامعه ایجاد کرد. برای مدتی کوتاه، اختلافات رنگ باخت و احساس تعلق به یک هویت مشترک ملی بر فضای عمومی غلبه کرد. این تجربه نشان داد که ورزش میتواند حتی در دشوارترین شرایط، زمینهای برای تقویت سرمایه اجتماعی و بازسازی امید جمعی فراهم آورد.
فوتبال گاه از این نیز فراتر میرود و بر مسیر تحولات سیاسی و اجتماعی اثر میگذارد. تجربه لیبریا نمونهای قابل توجه در این زمینه است. جورج ویا، ستاره نامدار فوتبال آفریقا و جهان، پس از سالها فعالیت ورزشی و اجتماعی به ریاست جمهوری کشورش رسید. اهمیت این رویداد صرفاً در ورود یک ورزشکار به عرصه سیاست نبود؛ بلکه در سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی نهفته بود که او در طول سالها حضور در فوتبال به دست آورده بود. برای بسیاری از مردم لیبریا، ویا نماد امید، تلاش و امکان عبور از گذشتهای پرتنش به سوی آیندهای بهتر بود. این تجربه نشان داد که ورزش میتواند در شکلگیری رهبری اجتماعی و تقویت مشارکت عمومی نیز نقشآفرین باشد.
اگر این نمونهها را در کنار یکدیگر قرار دهیم، تصویری روشنتر از رابطه میان فوتبال و صلح به دست میآید. دیدار ایران و آمریکا نمادی از ظرفیت فوتبال برای کاهش تنشهای بینالمللی و تقویت دیپلماسی عمومی بود؛ قهرمانی عراق نشان داد که ورزش چگونه میتواند به انسجام اجتماعی و تقویت هویت ملی کمک کند؛ و تجربه جورج ویا بیانگر آن است که سرمایه اجتماعی حاصل از ورزش میتواند در خدمت توسعه سیاسی و مشارکت مدنی قرار گیرد.
از این منظر، فوتبال تنها یک مسابقه یا یک سرگرمی عمومی نیست. این ورزش در بسیاری از مواقع به عرصهای برای گفتوگو، همبستگی، اعتمادسازی و نزدیکی انسانها تبدیل شده است. شاید به همین دلیل باشد که محبوبترین ورزش جهان، در عین حال یکی از مؤثرترین ابزارهای غیررسمی ترویج صلح نیز محسوب میشود؛ ابزاری که میتواند فراتر از مرزها، زبانها و اختلافات سیاسی عمل کند.
شاید راز ماندگاری فوتبال نیز در همین نکته نهفته باشد؛ اینکه گاه بیش از گلها و جامها، توانایی گرد هم آوردن انسانها را دارد. در چنین لحظاتی، فوتبال دیگر تنها یک بازی نیست؛ بلکه روایتی از صلح است؛ روایتی که بسیار فراتر از نود دقیقه ادامه مییابد.
انتهای پیام




