در حاشیه مناظره جنگ و صلح درقرآن


مرتضی زارعی، مدرس دانشگاه در یادداشتی با عنوان «در حاشیه مناظره جنگ و صلح درقرآن» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:

بعد از سخنرانی آقای سید علی خمینی درباره جنگ ، مناظره ای قلمی بین آقایان مرادی و علوی در انصاف نیوز شکل گرفت که نوشته های هردو بزرگوار ایرادات روشی و نتیجه ای دارد که به اختصار به آنها اشاره می کنم و در پایان به پاسخ خود به اصالت جنگ یا  عدم جنگ در قرآن می پردازم.

۱-جناب مرادی برای عنوان انتخابی نوشته که اصالت صلح منطق قرآن است ، هیچ دلیل قرآنی نمی آورد و تنها در پایان جمله ای کنایه ای می گوید (آیا دوباره قرار است تا رفع فتنه از همه جهان و تا آخرین نفر بجنگیم؟! ) این کنایه اشاره به آیه ای دارد که قتال تا رفع فتنه را مطرح می کند. البته سخن رهبر کبیر انقلاب در زمان جنگ نیز هست که بر گرفته از قرآن است  و معلوم نیست، جناب مرادی می خواهد آیه قرآن را تمسخر کند یا بیان بنیانگذار انقلاب یا هردو را؟ در هر صورت علاوه بر بی حرمتی با عنوان بحثش در تضاد است  او برای اثبات اصالت صلح چرا پای قرآنی را وسط می کشد که به برخی از آیاتش  با تمسخر اشاره می کند ؟!

۲- جناب مرادی صلح در زبان فارسی را معادل صلح در  زبان قرآن دانسته وچنین استدلال کرده اند( آیه «الصلح خیر» که در خصوص علاج اختلافات زناشویی آمده است قابلیت تعمیم به منازعات خانواده جامعه بین الملل را هم دارد و اطلاق دارد. بنابراین وفق این آیه صلح اساسا بهتر است و جنگ استثناء است نه قاعده.) این در حالی است که معادل صلح در قرآن سلم است و آیه مورد اشاره هیچ ربطی به صلح با دشمن ندارد و درباه اصلاح روابط زناشویی است.

۳-  جناب علوی در اثبات این که منطق قرآن جنگ است ، با اشاره به آیات متعدد جنگ می نویسد ( خداوند دیگر چگونه باید سخن بگوید تا به شما به‌اصطلاح منطق‌شناسان بفهماند هم منطقش جنگ (جهاد) است و هم غایت جنگ را رفع فتنه، از بین رفتن کفر و نفاق و غلبه بر همه این جریان‌ها می‌داند؛ نه صلح با آنان) درحالی که استناد ظاهری بدون در نظر داشتن مبانی و تاریخچه و شان نزول هر آیه، خلاف روش فهم فقهی و قرآنی است و عجیب تر این که رفع فتنه را به نابودی معنا کرده اند !

۴- جناب مرادی  برای اثبات ادعای خود می نویسد (خلاصه سخن این که اسلام دینی است که اساس و بنیادش بر جنگ نیست. دشمنان اسلام، جهاد را با جنگ مترادف تلقی کرده‌اند در حالی که جهاد به معنای جنگ و کشتار نیست) در حالی که جهاد و قتال در آن آیات با توجه به شان نزول آیات مربوطه دقیقا درباره جنگ است.

بعد از این نکات به اجمال به موضوع اصالت جنگ یا صلح در قرآن می پردازم . ابتدا به این نکته اشاره می کنم  که بهتر است موضوع درست  و دقیق مطرح شود؛ چون صلح مقابل و نقیض جنگ نیست، بلکه صلح خاتمه جنگ است و دقیق تر این است که بگوییم اصالت درقرآن با جنگ یا عدم جنگ است؟ در جواب سئوال حداقل به سه  موضوع  باید توجه کرد نخست سیره پیامبران و پیامبر اسلام در قرآن دوم سیره اهل بیت (ع)در مواجه با دشمن. سوم فتوا و نظر فقیهان درباره جنگ.

درباره موضوع اول آنچه در قرآن درباره سیره پیامبران آمده است بیشتر فاقد جنگ است غیر از موارد معدود مثل سلیمان و داوود نبی و جالب این که در قصه داوود نبی وقتی قرآن از الهام و آموزش ساخت سلاحی به داوود می گوید سلاح دفاعی یعنی آموزش ساخت زره را بیان می کند (و به سود شما صنعتِ ساختنِ پوشش های دفاعی را به او آموختیم تا شما را از [آسیب] جنگ تان محافظت نماید، پس آیا شما شکرگزار حق هستید)[انبیاء/۸۹] واین یعنی در جنگ هم اولویت دفاع است نه هجوم. درباره سیر آیات جنگ مربوط به پیامبر اکرم (ص) هم اجازه جنگ با دفاع شروع می شود و نه هجوم (به کسانی که [ستمکارانه] مورد جنگ و هجوم قرار می گیرند، چون به آنان ستم شده اذن جنگ داده شده، مسلماً خدا بر یاری دادن آنان تواناست)[حج/۳۹]

در سیره امامان معصوم هم می بینیم هیچکدام آغاز گر جنگ نبوده اند و این  موضوع هم از امام علی وهم امام حسین علیمها السلام نقل شده که در صفین امام علی (ع)  و در کربلا امام حسین(ع) یارانش را از آغاز جنگ باز داشته اند و این یعنی باز در موقع جنگ هم دفاع مطرح است. اما در فقه شیعه، نظر مشهور این است که جنگ ابتدایی اجازه معصوم را می خواهد و در غیاب معصوم تنها جنگ دفاعی مشروع است.

حال در جمع بندی این نکات می توان این نتیجه را گرفت که منطق قرآن و اهل بیت (ع) جنگ دفاعی است و مفهوم همین منطق این است که اصل اولی عدم جنگ است مگر این که تهاجمی صورت گیرد که آنجا دفاع ضرورت دارد. اما درپایان اشاره ای هم به آیه قتال تا رفع فتنه داشته باشم که برخلاف تصور جناب مرادی به مفهوم جنگ بی پایان نیست؛ بلکه اشاره به نوعی از جنگ دفاعی دارد. در واقع گاه جنگ دشمن آشکار است که با او مقابله دفاعی می شود؛ اما گاه جنگ در ظاهر پیچده است و دیده نمی شود بلکه به شکل فتنه و توطئه اجرا می شود که در این جا هم حکم قرآن مقابله با این نوع جنگ  پیچده و پنهان تا زمان دفع آن است.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *