تحلیل نشریه لبنانی فرانسوی زبان الرای الیوم از پیمان سه کشور ترکیه عربستان و پاکستان

ترجمه از سید سراج میردامادی
سه کشور با اکثریت جمعیت سنی، با امضای توافق دفاعی مشترک، بیش از آنکه در پی تشکیل یک «ناتوی اسلامی» باشند، در حال ترسیم معماری امنیتی جدیدی هستند؛ ساختاری که هدف آن مهار تهران و در عین حال ایجاد موازنه در برابر اسرائیل است.
همهچیز ناگهان شتاب گرفت. در هفتم اوت، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، از رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، و شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، در عربستان استقبال کرد تا توافق دفاعی مشترک میان سه کشور به امضا برسد.
این تحول در واقع نتیجه تلاشهایی است که پس از جنگ دوازدهروزه با ایران در ژوئن ۲۰۲۵ با سرعت بیشتری دنبال شده بود؛ تلاشهایی که هم با هدف مقابله با تهدید ایران و هم برای ایجاد موازنه در برابر هژمونی اسرائیل در منطقه صورت گرفته است.
به این ترتیب، محور منطقهای جدیدی تحت رهبری ریاض، که ماههاست در حال شکلگیری است، اکنون با وضوح بیشتری خود را نشان میدهد.
هشام الغنام، پژوهشگر مرکز خاورمیانه کارنگی در ریاض، میگوید: «پیام اصلی در زمانبندی این توافق نهفته است. در شرایطی که عربستان از مذاکره با حوثیها در یمن خودداری میکند، شبهنظامیان عراقی را هدف قرار میدهد، در دریای سرخ ائتلافی تشکیل داده و برای دستیابی به جنگندههای اف-۳۵ بر واشنگتن فشار میآورد، امضای این توافق در چنین مقطعی، نقطه اوج هفتهای راهبردی است که طی آن عربستان سعودی بیش از هر زمان دیگری در یک نسل گذشته، قدرت و نقش خود را به نمایش گذاشته است.»
پاسخ دفاعی
این توافق دفاعی که در مکه به امضا رسید، ظاهراً بیش از هر چیز با هدف مقابله با تهدیدهایی شکل گرفته است که امنیت، آینده اقتصادی عربستان و ثبات منطقه را تهدید میکنند؛ و قرار است با ایجاد یک بازدارندگی مؤثر، به این تهدیدها پاسخ دهد.
شرایط برای عربستان سعودی فوری و حساس است. این کشور در جریان جنگ اسرائیل و آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران که از ۲۸ فوریه آغاز شد، هدف موجی از حملات ایران قرار گرفت و در پی آن به توافقی غیررسمی برای کاهش تنش با تهران دست یافت. اما حساب حوثیها را نکرده بود.
پس از تبادل آتش، این گروه مورد حمایت ایران از محاصره دریایی عربستان سعودی خبر داد. در روزهای اخیر نیز درگیری میان حوثیها و نیروهای طرفدار دولت که تحت حمایت ائتلاف عربی به رهبری ریاض هستند، شدت گرفته است؛ بهویژه پس از آنکه خود عربستان مستقیماً هدف حملات قرار گرفت.
عربستان در پایان ژوئیه از آغاز عملیات مشترک با فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام، در عراق خبر داد. این اقدام راهی بود برای نشان دادن آمادگی ریاض جهت پاسخ به حملات شبهنظامیان نزدیک به ایران در عراق ــ که با حوثیها هماهنگ هستند ــ بدون آنکه مستقیماً با «مرکز اصلی» یعنی جمهوری اسلامی ایران وارد رویارویی شود.
عربستان سعودی همچنین ائتلافی دریایی تشکیل داده است تا آزادی کشتیرانی در دریای سرخ، تنگه بابالمندب و خلیج عدن را تضمین کند.
بنابراین، ائتلافی که روز جمعه به امضا رسید، در نگاه نخست سپری در برابر تهدید ایران در منطقه به نظر میرسد.
چند ماه پس از درگیری ژوئن ۲۰۲۵ که جاهطلبیهای هستهای ایران را تا حدی به حاشیه برد، عربستان سعودی پیشتر نیز با پاکستان ــ تنها کشور دارای اکثریت مسلمان که سلاح هستهای در اختیار دارد ــ پیمان دفاع متقابل امضا کرده بود؛ اقدامی که از جمله ناشی از نگرانی ریاض درباره جاهطلبیهای هستهای تهران بود.
«مُهر عربی»
پیوستن ترکیه، که خود را مدافع سرسخت آرمان فلسطین معرفی میکند، میتواند اکنون نشانهای از تلاش برای سلب مشروعیت از ایران در ادعای نمایندگی این آرمان باشد.
همکاری میان آنکارا و ریاض همچنین میتواند مانعی بر سر راه بازسازی «محور مقاومت» در سوریه ایجاد کند؛ جایی که هر دو کشور از حکومت جدید حمایت میکنند.
این محور جدید را میتوان تصویری متقابل از چیزی دانست که ملک عبدالله دوم، پادشاه اردن، در سال ۲۰۰۴ آن را «هلال شیعی» نامیده بود.
هشام الغنام با تعدیل این تعبیر میگوید: «این بیشتر یک محور متشکل از قدرتهای دارای اکثریت مسلمان است تا یک محور صرفاً سنی. اهداف آن نیز عمدتاً بر مبنای نفی و مهار تعریف میشوند: محدود کردن اهرم دریایی ایران و دامنه فعالیت نیروهای نیابتی آن؛ ایجاد یک هویت عربی و اسلامی برای امنیت منطقه، فراتر از آنچه غرب تعیین میکند؛ و همچنین اطمینان از اینکه نظم منطقهای پس از جنگ بر اساس رابطه با اسرائیل تعریف نشود.»
بنابراین، ظاهراً این کشورها فراتر از دفاع از خود، جاهطلبی منطقهای مشترکی ندارند.
عربستان سعودی بارها تمایل خود را برای کاهش تنش با ایران نشان داده است. پاکستان که در مناقشه میان ایران و آمریکا نقش میانجی داشته، روابط خوبی با جمهوری اسلامی دارد. ترکیه نیز تمایلی ندارد روابط خود با ایران را تیره کند؛ بهویژه آنکه تهران در عراق، مواضع و نیروهای کرد مخالف ترکیه را هدف قرار میدهد.
عزیز الغشیان، پژوهشگر، میگوید: «بهتر است این توافق را یک بلوک ضدایرانی تلقی نکنیم، بلکه آن را چارچوبی برای تقویت امنیت عربستان، ترکیه و پاکستان بدانیم. هدف، تسهیل و افزایش جریان تأمین تجهیزات نظامی و برگزاری رزمایشهای مشترک است.»
با این حال، الغشیان تأکید میکند: «این توافق خبر خوبی برای اسرائیل نیست.»
پاکستان آشکارا در اردوگاه ضداسرائیلی قرار گرفته است. در همین حال، ترکیه در حال حاضر در تلآویو بهعنوان «ایران جدید» تصویر میشود؛ دشمنی که به دنبال نابودی اسرائیل است و از شبکهای منطقهای برای پیشبرد رویارویی خود استفاده میکند.
اگرچه این تصویر ممکن است بیش از آنکه بازتاب واقعیت باشد، ناشی از نوعی پارانویا و ادبیات قربانینمایی از سوی حکومتی باشد که از محبوبیت کافی برخوردار نیست، اردوغان نیز بهشدت از سیاستهای اسرائیل در قبال غزه انتقاد کرده و آن را «نسلکشی» خوانده و در مواردی آن را با رژیم نازی مقایسه کرده است.
بنابراین، این محور جدید که با هدف مقابله با ایران شکل گرفته، در عمل در برابر اسرائیل نیز قرار خواهد گرفت؛ اسرائیلی که خود با امارات متحده عربی و هند یک ائتلاف جایگزین ایجاد کرده است.
عزیز الغشیان در این باره میگوید: «این ائتلاف، نشانه دیگری است که این تصور را زیر سؤال میبرد که جنگ در ایران به عادیسازی روابط میان عربستان سعودی و اسرائیل منجر خواهد شد.»
متحدان ترامپ
نقش اسرائیل در این شراکت زمانی آشکارتر میشود که به غیبت مصر توجه کنیم؛ کشوری که یکی از مهمترین ارتشهای منطقه را در اختیار دارد. هممرزی مصر با غزه و اسرائیل میتواند یکی از دلایل تصمیم این کشور برای نپیوستن به ائتلاف باشد. عامل دیگر نیز شاید تردید و ملاحظات مصر در قبال عربستان سعودی و امارات متحده عربی باشد؛ دو متحد رقیب که جنگ در ایران نتوانسته است پس از اختلافاتشان بر سر یمن، بهطور کامل آشتیشان دهد.
در هر صورت، محور عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان میتواند بر تصمیمهای واشنگتن تأثیر بگذارد؛ بهویژه آنکه هر سه کشور از متحدان نزدیک آمریکا هستند و رهبرانشان نیز روابط خوبی با دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، دارند.
بورچو اوزچلیک، پژوهشگر، هشدار میدهد: «نباید این پیمان را نشانه ظهور خاورمیانهای پساآمریکایی یا شکلگیری یک “ناتوی اسلامی” دانست. این توافق بیشتر در چارچوب ترجیح واشنگتن برای تقسیم مسئولیتهای بیشتر در سطح منطقهای قرار میگیرد؛ به این معنا که قدرتهای منطقهای مسئولیت بیشتری در زمینه بازدارندگی و امنیت بر عهده بگیرند، اما همچنان در چارچوب یک ساختار امنیتی متکی بر آمریکا باقی بمانند.»
واشنگتن نیز اخیراً تلاشهای خود برای نزدیک شدن به ترکیه و عربستان سعودی را افزایش داده است.
ترکیه ممکن است بار دیگر به برنامه توسعه نسل جدید جنگنده اف-۳۵ بازگردانده شود. عربستان سعودی نیز بهتازگی توافقی برای همکاری هستهای با آمریکا امضا کرده است؛ توافقی که هرچند بعداً مشروط به عادیسازی روابط ریاض با اسرائیل شد، میتواند در نهایت به این پادشاهی اجازه دهد اورانیوم را در داخل خاک خود غنیسازی کند.
انتهای پیام





