قانون جنگل خداداد!

مهدی میرابی، نویسنده و روزنامه‌نگار در یادداشتی با عنوان «قانون جنگل خداداد!» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:

خداداد عزیزی با ۵۵ سال سن، یک مرد میان سال به حساب می‌آید. سرگذشت و آزمون مرد میانسالی نظیر او این است که در قلب جامعه رشد کرده، در باشگاه فرهنگی ورزشی توپ زده، ستاره باشگاه و تیم ملی بوده. لژیونر شده، فرنگ دیده، با مربیان داخلی و خارجیِ زیادی کار کرده، دستیار بوده، مربی شده و به قول خودش در باشگاه‌ها و ورزشگاه‌هایی توپ زده که کمتر بازیکن ایرانی از این مواهب نصیبش شده است. خب فردی با چنین جایگاهی که چم‌و‌خم روزگار را چشیده و با دوستان خارج نشین و فرهنگ‌های مختلفِ برون مرزی حشر و نشر داشته و دارد طبیعتاً باید انسانی پخته، جا افتاده و دارای شخصیتی قابل احترام باشد.

اما آیا همه این‌هایی که ذکر شد می‌تواند معیار مناسبی بر مدعای ما باشد؟ لزوماً خیر. خداداد علی‌رغم تجربه بالا، شخصیت خودش را پرورش نداده و گمان می‌رود نخواسته متناسب با هنجارهای عمومی جامعه رفتار کند. قانون وی جنگل است و به مقررات و چارچوب و قواعد و عرف پایبند نیست. خداراشکر که او در دستگاه انتظامی و قضایی مسئولیت و مقامی ندارد. چون دارد شبیه بهروز، شخصیت فیلم قیصر عمل می‌کند.

او فردی‌ست که وقتی مسئولیت و مدیریت بخشی از دوایری را می‌پذیرد و بار آن را به دوش می‌کشد، نفر اولی که از آن چارچوب خارج می‌شود و ارزش‌ها را لگدمال می‌کند خودش است. برای نمونه، زمانی که سرمربی بود با کمربند به جان تماشاگر افتاد. اتفاقی که صحنه آن تا مدت‌ها بخشی از تیزر برنامه ۹۰ فردوسی‌پور بود. در رویدادی دیگر که به سال ۸۷ مربوط می‌شود، در قامت مدیر فنی تیم پیام خراسان، خبرنگار شیرازی را به کمک همراهانش به طرز وحشیانه‌ای زیر مشت و لگد گرفت و با افتخار جلوی دوربین ظاهر شد و گفت: «تا خُورد، زدنش»

او در پست‌های مختلف مدیریتیِ فوتبال، از مربیگری گرفته تا مدیر فنی و سرپرستی نه تنها چیزی نداشت تا عرضه کند بلکه مکان تحت امر خود را به بستری از لودگی، هتاکی و فحاشی بدل کرد. حتی زمانی که دقایقی به عنوان میهمان در برنامه تلویزیونی دعوت می‌شود نمی‌تواند از تکه کلام‌های زشت و سخیف خود جلوگیری به عمل آورد. در ویژه برنامه جام ۲۶ که تکراری از مکرراتش بود، بعد از آنکه با پرسش خبرنگاران به چالش کشیده شد از چرندیات خود دفاع هم کرد. از همان نوع دفاعیاتی که از حرکت شجاع خلیل زاده کرد، یعنی عذر بدتر از گناه.

او اگر در برابر فرزند و همسر و خواهر و خواهرزاده مورد بازخواست و مؤاخذه قرار بگیرد، پاسخش باز همان پاسخ به خبرنگاران است؟! آیا نمی‌داند پاسخ فرزندانش وقتی در برابر افکار عمومی مورد مؤاخذه قرار می‌گیرند، پاسخ پدرشان نیست؟! و از بد دهنی‌اش دفاع نمی‌کنند! وی که معتقد است داور اشتباه را نباید با اشتباه جبران کند، چرا در برخوردهای شخصی اشتباه دیگران را با اشتباه پاسخ می‌دهد؟!

چرا باید افرادی با این روحیات و سابقه و ویژگی‌های شخصیتیِ ناسالم که الگوی بدی برای جوانان است و رفتارهایش بدآموزی دارد از حمایت و مصونیت ویژه‌ای برخوردار باشند؟ هر چند کمکی به حال زارش نمی‌کند چراکه نزد داوریِ افکار عمومی یک رفوزه‌ی مطلق است.

اگر همان دو دهه پیش که به قعر دره‌ی اخلاق سقوط کرد، اِلیت‌های جامعه برخوردی سفت و سخت با وی داشتند، و مُرّ قانون در برابرش اعمال می‌شد، شاید اکنون در پاسخ به سوالات فرزندانمان در مورد فراگیر و برجسته شدن رفتارش مجبور نبودیم سفسطه کنیم یا مهر سکوت بر لب بزنیم!

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *